منوي كاربري
پيام مدير : « یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
لوگوي ما
--------------------كد لينك ما :
خبرنامه
براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :
حديث
::پاداش تلاشگر:: ان الذى يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد فى سبيل الله.(37) براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است
نظر سنجي
ممنون از رأي شما - نتايج نظرسنجي شخصي است!
عکس هفته
نرم افزار حريم ريحانه
جستجوگر
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
آمار وبلاگ
آمار
منوي اصلي
فهرست موضوعي
تحقیقات مقالات گزارش خبری گزارش تصویری دیدگاه مراجع تقلید حجاب در خطابات قرآن كتابشناسى حجاب حجاب در كلام شهيدان فواید حجاب تاریخچه حجاب پرسش و پاسخ نقد و بررسی ... شخصیت زن در اسلام مظلومیت زن قبل از اسلام حجاب در ادیان آسمانی نگاهی بر مبحث حجاب فلسفه حجاب شخصیت زن از نظر امام (ره) حجاب، شکوفایی و عزت پوشاک زنان محلی تبیینی بر مسئله حجاب حجاب و عفاف پوشش و جوان حجاب 1-2-3 فلسقه حجاب در قرآن آثار بی حجابی حجاب نزد فاطمه زهرا (ص) آثار حجاب تمثیلاتی پیرامون حجاب نه عقب مانده نه تحت سلطه قالب وبلاگ [جدید] گالری تصاویر [جدید] دور اندیشی قرآن جایگاه زن در ایران باستان حجاب ؛ روش ها و توصیه ها پوشش زن کتابشناسی حجاب حجاب و عفاف در اینترنت حجاب زن حجاب در یورو 2008 نمادی از جنگ تمدنها چادر ... لوح فشرده
ورود کاربران
ارتباط زنده
[ درباره ...] [ عضويت در وبلاگ ...] [ ارسال پيام ...]
طرح ختم صلوات
نیت طرح [مرحله اول]: سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف
ديگر پايگاهها
مركز امور زنان و خانواده خبرگزاري زنان ايران دانشگاه الزهرا جامعة الزهرا شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مركز مديريت حوزه علميه خواهران دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
لوگو حمایتی
مقاله / پوشاك زنان محلى پوشاک زنان محلی
پوشاك، بارزترين سمبل فرهنگى، مهمترين و مشخصترين مظهر قومى و سريعالانتقالترين نشانه فرهنگى است كه به سرعت تحت تأثير پديدههاى فرهنگپذيرى در ميان جوامع گوناگون انسانى قرار مىگيرد. حتى عدهاى را عقيده بر آن است كه استيلاى فرهنگى و سلطهپذيرى در وهله اول از طريق انتقال پوشاك صورت مىگيرد و حتى مىتوان با تغيير پوشاك يك جامعه، نوع معيشت و شيوه توليد آنها را نيز دچار دگرگونى نمود و تغييرات و تحولاتى در ساختار زندگى اجتماعى آن جامعه به وجود آورد. مثل تغيير پوشاك تحميلى توسط رضاخان در ايران و كمال آتاتورك در تركيه.
گروههاى متفاوت انسانى كه در مناطق مختلف كشور ما زندگى مىكنند هر كدام داراى ويژگيهاى قومى برجستهاى بوده و تنپوش ويژهاى داشته كه معرف قوميت، زبان و ساير مشخصات فرهنگى آنان مىباشد. شناخته شدهترين اين اقوام
عبارتند از آذربايجانى، بلوچى، بختيارى، تركمنها، قزاقها، خراسانيها، قشقايىها، كردها، گيلانىها، لرها، مازندرانىها و جنوبىها.
ضمنا همان طورى كه ذكر شد پوشاك در هر منطقه، زمينه بسيار مناسبى جهت تأثير و تأثر فرهنگى به حساب مىآيد. مثلاً پوشاك زنان جنوب ايران كه به پوشاك بندرى معروف است، متأثر از پوشش ساكنان كشورهاى همجوار و شيخنشينهاى حاشيه خليج فارس مىباشد. زيرا مردم ناحيه جنوب ايران از ديرباز تاكنون ارتباطات دريايى با مردم كشورهاى همجوار داشته و لذا پوشاك زنان در منطقه تا حد زيادى متأثر از نشانههاى فرهنگى اقوام و ملل همجوار است. مىتوان در شكلگيرى و تركيب پوشاك محلى هر قومى عوامل مذهب، شرايط و عوامل طبيعى، نوع معيشت مسلط و فعاليتهاى جنبى و توليد و منزلت اجتماعى را دخيل دانست.
مردم شهرها، روستاها و عشاير ايران معتقد به دين مبين اسلام بوده و به ارزشهاى آن سخت پاىبند مىباشند به طورى كه هر يك از آحاد جامعه، كليه اعمال و رفتارهاى فردى و اجتماعى و حتى ظواهر خود را از جمله «پوشاك» را با آن موازين هماهنگ مىكند. خطمشى و دستورات اسلام در ارتباط با پوشاك افراد و بخصوص بانوان كاملاً مشخص است و زنان مطابق با روش زير لباس مىپوشند:
لباس آنان پوشيده و بلند است تا حدى كه به پشت پايشان مىرسد. پيراهن آنان با دكمه بسته مىشود كه در مواردى تا يقه ادامه دارد. عموما آن دسته از زنان ايرانى كه در جوامع كوچك و به صورت سنتى زندگى مىكنند به جاى روسرى يا مقنعه از سربند يا لچك براى پوشش موهاى سر استفاده مىكنند. لباسها نيز گشاد و راحت است و از پارچههاى ضخيم دوخته مىشود. روى پوشاك زنان معمولاً زيورها و پيرايههايى نيز بسته مىشود.
عمدهترين جنبه كاربردى پوشاك، علاوه بر بعد مذهبى و پوششى آن، حفاظت بدن در مقابل عوارض آب و هوايى و نيز خطرات و ضربهها و تماسهاى ناشى از فعاليتهاى روزمره است. لذا لباسهاى سنتى در قالب كاربردى آنها عمدتا ساده و بىپيرايه هستند و فقط به جنبه كاربردى آنها توجه مىشود. مثلاً مردم مناطق كوهستانى، از پاتاوه استفاده مىكنند تا پا را از خطر نيش گزندگان، ضربه سنگها، پيچخوردگى و غيره مصون سازند يا چوپانها به اين دليل پستك (نمدين) با خود به كوهستان مىبرند تا در مقابل باد و باران و برف و سرما و حتى تابش شديد نور خورشيد خود را محافظت نمايند. ضمنا جنس و نوع پارچه بكار رفته در پوشاك و حتى تعداد آنها در هر منطقهاى با شرايط و عوامل طبيعى مطابقت دارد. به طورى كه در هر فصلى از سال پوشاك ويژهاى مورد استفاده قرار مىگيرد و اساسا بلندى و كوتاهى لباس و رنگ آنها در ارتباط مستقيم با نوع آب و هواى هر منطقه مىباشد.
در كوهستانهاى سرسبز شمال و مزارع چاى، زنان غالبا رنگ لباس خود را طورى انتخاب مىكنند كه تضاد شديدى با رنگ محيط داشته باشد و از فاصله دور هم در معرض ديد رييس خانواده باشند. همين امر در مورد زنان ساكن كوهستانهاى خشك نيز صادق است.
معيشت مسلط جامعه، دو نوع تأثير كاربردى روى پوشاك ساكنان هر منطقه دارد؛ اولاً بيشتر مواد اوليهاى كه در پوشاك بومى و سنتى منطقه به كار مىرود، از توليدات محلى تأمين مىشود. ثانيا نوع فعاليت مردم، پوشاكهاى ويژهاى را اقتضا مىنمايد. لذا معيشت، هم در كيفيت پوشاك مردم تأثير مىگذارد و هم در شكل ظاهرى و در تعداد قطعات آن مؤثر واقع مىشود.
همان گونه كه تنوع پوشاك مناطق گوناگون به منزله علامت و نشانه خاص براى معرفى اقوام مختلف است، جنس، رنگ و شكل لباس و زيورآلات و ضمايم آن هم به پوشنده لباس منزلت اجتماعى ويژهاى مىبخشد. زيورآلات زنان در گذشته به جز جنبههاى نمايش و زيبايى، دلايل اقتصادى و مالى نيز در پسانداز خانواده داشته است.
زن در كليه گروههاى قومى و جوامع انسانى موجود در ايران يكى از محرمات است و از يك مصونيت اجتماعى ويژهاى برخوردار مىباشد، لذا در كشمكشهاى قومى و قبيلهاى از آسيبها در امان بوده است. از طرف ديگر زيورهاى زنان به ويژه در گذشته پشتوانه اقتصادى هر خانواده به حساب مىآمد، چرا كه همه اموال منقول و غير منقول مىتوانست به تاراج رود جز زيورآلات كه توسط زنان استفاده و حمل مىشد و اين به دليل همان احترام و قداستى بود كه زنان داشتند. بنابراين، مرد خانواده ترجيح مىداد كه بيشترين پسانداز خود را تبديل به زيورهاى گرانقيمت نموده و به زن خود هديه نمايد.
در پوشاك زنان بخصوص در قشر نسبتا مرفه به ظرافتها، زيبايىها و تزيينات توجه زيادى مىشود و پارچههاى زرى و ابريشمى و مخملهاى رنگى و يراقهاى پهن، سكههاى قديمى و دامنهاى پرچين و ديگر نقشآفرينيها، كه از يك دنيا ذوق و سليقه و مهارت خبر مىدهد، در مجموع پوشاك زنان را به صورت مجموعهاى هماهنگ درمىآورد و وقار خاصى به زنان مىبخشد.
كسب منزلت اجتماعى از طريق پوشاك در ميان مردان نيز وجود دارد. ضمن اينكه هر قطعهاى از پوشاك ممكن است بيانگر قشر و طبقه و رفاه و تحول خاصى باشد؛ مىتواند بيانگر ميزان دانش، سفر، سياحت و زيارت نيز محسوب شود. اينك با اين توضيحات مقدماتى، به شرح پوشاك محلّى زنان در تعدادى از مناطق ايران مىپردازيم.
پوشاك بانوان گيلك داراى تنوع و جلوه خاصى است. از بين آنها پوشاك زنان قاسمآباد، شاخصترين پوشاك از لحاظ تنوع و سليقه در منطقه است. اين پوشاك ده تكه است كه شامل: لچك، چارقد، پيراهن، جليقه، يل و كت، تنبان يا شليته، جوراب، چاروق، چادر كمر و عرقچين مىشود.
ـ لچك و چارقد زنان اين منطقه، تزييناتى از نوارهاى الوان در قسمت جلو دارد و از پارچه مشكى تهيه مىشود و با شيوه خاصى به سر زنان بسته مىشود.
ـ پيراهن زنان مسن بلند است. اما پيراهن جوانان تا حدودى كوتاه است به طورى كه تا نيمه اندام ادامه دارد. معمولاً در جلو پيراهن چينهاى موازى و عمودى تعبيه شده است.
ـ يل از پارچه مخمل تهيه مىشود. قد آن كوتاه است و فاقد يقه. جلو يل از هم باز مىشود و با سكههاى زياد تزيين مىشود.
ـ كت زنان كوهستان گيلان از پارچههاى مخمل الوانى تهيه مىشود.
ـ تنبان يا شليته زنان گيلان بلند و چيندار است. در بين زنان كوهپايه مرسوم است كه اين تنبانها از حاشيه پايين به طرف بالا تا اواسط قد تنبان نوارهاى رنگين باشد.
ـ چادر بانوان گيلانى بسيار جالب است. پارچه اين چادرها را خود زنان اين منطقه مىبافند. جنس چادر معمولاً از نخ پنبه و ابريشم است كه با نقوش بومى با طرحهاى بسيار زيبا بافته شده است.
ـ كلاه خانمهاى كوهپايه كوهستان مانند كلاه زنان كرد عرقچين است و اغلب از پارچههاى سوزندوزى تهيه مىشود.
زنان اين سامان داراى يازده تكه پوشش اساسى هستند: كفش، شلوار، زيرپيراهن، جليقه، قبا، يل، دستمال سه گوش زينتى، عمامه و روسرى.
ـ كفش زنان كرد از نيم تاج الوان يا چرم خام با طرحى ساده و نوكپنجهاى و اندكى نوك برگشته است. رويه كفش را معمولاً با نخهاى الوان ابريشمى نقشبندى و گلدوزى شده تهيه مىكنند.
ـ شلوار، داراى دو ساقه و يك ميان ساق پهن چهار گوش است. كمر اين نوع شلوار ليفهدار است. دمپاى ساقها نيز به صورت ليفه مىباشد كه به وسيله بندى در حدود مچ پا جمع مىشود.
ـ زنان كرد زيرپيراهن يا زيرپوش را معمولاً از چلوار تهيه مىكنند. اين زيرپوش ساده و بلند است كه تا به پشت پا مىرسد. آستين آن برشى معمولى است و در مچ دست با دكمه بسته مىشود.
ـ پيراهن زنان كرد تمامقد بلند است. از زير بغل، مخروطىشكل به طرف پايين ادامه دارد. اين نوع پيراهنها به وسيله پولكدوزى و يراقدوزى تزيين شدهاند. جليقه بانوان كرد از مخملهاى الوان تهيه مىشود. اين جليقهها معمولاً داراى يراقها و نوارهاى پهن هستند و با سكهها و زيورهاى طلا و نقره تزيين يافتهاند.
ـ قباى زنان كرد مانند پيراهن آنها تمامقد بلند است. به طورى كه تا پشت پايشان ادامه دارد و از روى پيراهن پوشيده مىشود. در محل اتصال يقه دكمه قيطانى دوخته مىشود كه يقه را به هم پيوند مىدهد.
ـ دستمال زينتى زنان كرد پارچهاى است از جنس تورى و سهگوش كه از رنگهاى مختلف انتخاب مىشود.
ـ عمامه زنان كرد از دو قسمت تشكيل يافته است: 1ـ كلاه كوتاه يا كلگى مسطح و پولكدوزى شده 2ـ مقدارى پارچه مشكى لوله شده.
ـ سربند زنان كرد معمولاً از چندين تكه پارچههاى ابريشمى به نام كلاغى با زمينههاى سياه و گلهاى زرد و سفيد تشكيل مىشود.
ايلهاى تركمنى پوشاك تزيين شده و زيبايى دارند. از لحاظ برش ساده اما چشمگير است. زنان تركمن عموما هنر قالىبافى را داشته و مهارت خاصى در زمينه هنرهاى قالىبافى و سوزندوزى دارند. پوشاك اين زنان هنرمند از كلاه، پيراهن با برشى ساده، شلوار و قباى سوزندوزى شده، روسرى ابريشمى بزرگ، جوراب پشمى و كفش تشكيل يافته است.
ـ كلاه زنان تركمن به شكل استوانه و نسبتا بلند است. روى كلاه را اغلب از پارچه ساده و ابريشمى به رنگ قرمز با دنباله چيندار و بلند مىپوشانند. كلاه را اغلب به وسيله زيورهاى نقرهاى و زرى تزيين مىكنند. در مواقع عروسى از نيمتاج استفاده مىكنند. زنان تركمن گيسوان خود را پس از بافتن در ميان گيسوبندهاى نقرهاى قرار مىدهند.
ـ پيراهن بانوان تركمن برشى ساده دارد. رنگ پارچه پيراهن را اغلب رنگهاى زرشكى، بنفش، قرمز و گلدار انتخاب مىكنند. پيراهن از بالا به پايين به تدريج فراخ شده است. روى پيراهنها به وسيله گل يقه و غيره تزيين مىشوند.
ـ زنان تركمن از شلوار ليفهدار استفاده مىكنند. دمپاى اين شلوارها از قسمت مچ تنگتر است. در قسمت دمپاى شلوار معمولاً سوزندوزى زيبايى به كار مىرود.
ـ قباى زنان اغلب از پارچههاى ابريشم و گاهى از پارچههاى مخمل انتخاب مىشود. قبا داراى آستر است. و قد آن بلند به طورى كه گاهى به ساق پا مىرسد. دو طرف قبا از قسمت جلو آزاد است.
ـ روسريهاى زنان تركمن مانند كلاغيهاى كردها و لرها از پارچههاى مشكى با نقوش درشت زرد و نارنجى تهيه مىشود. روى اين روسريها را با دستمالهاى بزرگ به نام چارقد مىپوشانند كه اين دستمالها داراى ريشههاى بلند و تزيينى هستند.
ـ جورابهاى پشمى را زنان تركمن خودشان مىبافند كه گاهى به بازارها نيز عرضه مىكنند. اين جورابها از پشمهاى الوان و ابريشم گرانبها تهيه مىشوند.
ـ كفش بانوان تركمنى خشن و از چرم خام با تزيينات مختصر بومى تهيه مىشود.
پوشاك زنان مازندران شامل: لچك، روسرى، پيراهن، جليقه، شليته كوتاه، شلوار، جوراب پشمى، كفش و چادر مىباشد.
ـ لچك از پارچهاى به شكل سهگوش و سفيد تهيه مىشود. در قسمت جلو لچك نواردوزى شده است. زنان اين لچك را با سبك خاص به سر مىبندند. لچك بارزترين پوشاك در ميان زنان ساحل خزر بوده و در تمام منطقه عموميت دارد.
ـ چارقد يا روسرى پارچهاى است چهارگوش و معمولاً به رنگ سفيد كه آن را به صورت دولا بر سر مىگذارند و دو طرف آن را در زير گلو سنجاق مىزنند و يا با منجوق زيوردار، بند مىكنند.
ـ پيراهن زنان مازندرانى با آستين بلند است كه يقه جلو آن باز است.
ـ پوشيدن جليقه تقريبا در تمام منطقه معمول است. اين پوشش براى ساكنين كوهپايههاى مازندران بسيار متنوع است.
ـ شليته زنان مازندرانى از پارچههاى گلدار يا ساده تهيه مىشود. قد شليته كوتاه و پرچين است.
ـ زنان اين منطقه، شلوار را از زير شليته مىپوشند كه به صورت راسته و
ساده و از پارچه مشكى دوخته مىشود. قد شلوار در مازندران بلندتر از گيلان است.
پوشاك زنان اين ديار به مانند پوشش مردم ديگر در نقاط مختلف ايران مىباشد. روسرى آنان نيز چارقدى است كه با يك دستمال كلاغى به سر بسته مىشود. اين چارقدها اغلب گلدار هستند.
ـ پيراهن رويى آنان شبيه پيراهن زنان قشقايى و بختيارى است. پيراهن زيرپوشش آنها مانند پيراهن بانوان كرد است.
ـ تنبان يا شليته كه زنان آذربايجانىها به تن دارند، نظير تنبانهاى زنان گيلان، بختيارى و قشقايى است. گاهى شلوار سياه و ساده مىپوشند كه نظير شلوار مازندرانى است و بلندى آن تا پشت پا مىرسد.
ـ جليقه زنان در اين منطقه همان جليقه مردان است با اين تفاوت كه اين پوشاك به وسيله سكههاى نقره و حتى طلا تزيين يافته است و كفش نيز همان كفشهاى بومى متداول روز مىباشد.
بختياريها در لرستان زندگى مىكنند. بنابراين تحت تأثير آداب و رسوم لرى هستند و پوشاكشان به لرى نزديكتر و شبيهتر است.
ـ پاپوش بانوان بختيارى از نوع گيوههاى شيراز است كه در محل تهيه مىشود و يا از اصفهان و شيراز فراهم مىآورند.
ـ چادر بانوان بختيارى مشخصكننده پوشاك زنان بختيارى است كه از جنس پارچه تورى و گاه مزين به تارها و نقشها و حاشيههاى زرين است. حاشيه و كنارههاى چادر زنان بختيارى اغلب به وسيله زر و زيور و سكههاى مختلف تزيين مىشود. پوشش زن بختيارى آميختهاى است از پوشاك همسايگان خود بويژه اصفهانيها.
ـ بانوان بختيارى داراى يل هستند كه از مخمل گلدار يا ساده تهيه مىشود. يقه اين يل ايستاده و گاه خوابيده است.
سردست آن مزين و در قسمت جلو با دكمه بسته مىشود و از روى پيراهن مىپوشند. تنبان (شليته) ليفهدار و پرچين است. پارچه مورد مصرف آن از شش متر تجاوز مىكند و جنس پارچه آن از پارچههاى الوان و خوشرنگ است.
پوشاك مردم سرزمين خراسان با پوشاك همسايههاى خود يعنى بلوچها شباهت بسيار دارد. ليكن تفاوتى نيز در برش آنها وجود دارد كه نمىتوان ناديده گرفت. پوشش مردم شرق خراسان اصيلترين پوشاكهاى اين منطقه است. بقيه ساكنان اين ديار عمامه را برداشته و كت و شلوار مىپوشند. زنان، چارقد به سر داشته كه از نوع دستمال يزدى بوده است.
امروزه اين چارقدها كاربرد چندانى ندارند.
ـ پوشاك زنان شرق خراسان داراى شش تكه اساسى است: كلاغى، روسرى، پيراهن، جليقه، شلوار، چادر و كفش.
ـ روسرى زنان شرق خراسان به نام چارقد به رنگ سفيد و بزرگ كه به شكل سه گوش است. اين لچك را به صورت تا زده بر سر مىگذارند. در گوشههاى اين سربند منگولههايى از نخهاى ابريشم و الوان وصل شده است. دستمال كلاغى از قسمت پيشانى روى روسرى بسته مىشود.
ـ پيراهن زنان در اين ديار با بالاتنه كوتاه است كه قسمت پايين آنها پرچين و بلند است. اين نوع پيراهن داراى آستينى معمولى و سردست است. روى سينه پيراهن زنان اين منطقه نقشبندى بسيار زيبايى انجام شده است. يقه تا حوالى سينه باز است. رنگ پارچهها را اغلب از نوع قرمز و بدون گل و بوته انتخاب مىكنند.
ـ دور كمر شلوار زنان شرق خراسان گاهى از شش متر متجاوز است. اين شلوار در هنگام پوشيدن به وسيله بندى به دور كمر بسته مىشود. رنگ شلوارهاى زنانه را معمولاً از پارچههاى الوان انتخاب مىكنند.
ـ جليقه زنان از مخملهاى الوان و زربفت تهيه مىشود كه براى حفاظت از سرما به جاى يل و ارخالق به كار مىبرند.
ـ كفش زنان شرق خراسان به شكل نعلينى است كه پاشنه كفش در روى تخت آن قرار گرفته است و از چرم الوان تهيه
مىشود. زير پاشنه معمولاً نعل مىكوبند. در پاشنه اين كفشها استخوان شتر به كار مىرود. رويه كفش از چرم تزيين يافته است.
چادر زنان اين ناحيه معمولاً به رنگ نخودى روشن و يا با روناس رنگ مىشود. قد چادر نسبتا كوتاه است و موقع استفاده مقدارى از آن را روى سر مىگذارند.
ـ رنگآميزى پوشاك زنان شمال خراسان نيز بسيار جالب و مانند پر طاووس رنگ به رنگ مىباشد.
پوشاك قشقايىها مشخص، متنوع و مختص قشقايىها مىباشد. پوشاك زنان قشقايى بسيار موقر، باشكوه و مجلل است. پوشش زنان قشقايى مانند پوشاك بختيارىها رنگين، بانشاط و ساده است.
ـ پوشاك زنان قشقايى داراى ده تا يازده تكه بوده و شامل: روسرى و سربند، پيراهن، ارخالق، تنبان و گيوه مىباشد.
كلاهك زنان قشقايى نظير كلاهك زنان بختيارى است و از پارچههاى مختلف مخمل و زرى تهيه مىشود.
ـ روسرى بانوان قشقايى پارچهاى سه گوش و لچكى بزرگ مىباشد و جنس آن از تورى الوان است.
ـ پيراهن زنان قشقايى داراى دامن بلند است. ضمنا در طرفين پيراهن تا كمر چاك دارد. آستين اين نوع پيراهن ساده و راسته است. از دم آستين گاهى به وسيله بند جمع مىكنند.
ـ ارخالق زنان قشقايى از جنس پارچههاى زرى و مخملهاى الوان تهيه مىشود. دم آستين اين ارخالقها معمولاً نواردوزى شده و بعضى مواقع داراى سنبوسهاى كوتاه مىباشد كه تا به انتهاى نوك انگشتان ادامه پيدا مىكند.
ـ شليتههاى زنان قشقايى را تنبان نيز مىگويند و از جنس پارچههاى گلدار است. زنان قشقايى اغلب شش يا هفت عدد آنها را روى هم مىپوشند. البته اندازه تنبانها با هم فرق دارند و مقدار پارچه مصرفى آنها نيز با يكديگر متفاوت است.
ـ پاپوش زنان قشقايى مانند گيوه مردان است كه در شيراز و آباده تهيه مىشود. رويه گيوه را زنان بومى با نخ پنبهاى يا ابريشمى مىبافند. تخت گيوه را
گيوهدوزان از كهنههاى پارچه فراهم مىنمايند كه به تخت كفش معروف هستند. گاه به جاى كهنه از چرم استفاده مىشود و روى چرم را با نخ پرك دوخت مىگيرند و اين حالت را آجيده مىگويند.
مردم سختكوش اين سامان داراى قبايل بسيار است. پوشش اين مردم ضمن تبعيت و متأثر از همجوارى به مانند مردم نواحى شرق خراسان مىباشد. هنر سوزندوزى زنان اين خطه بىنظير است. سابق بر اين براى سوزندوزى پوشاك، مدتها بلكه سالها وقت صرف مىكردند اما امروزه تنها براى تهيه قطعات كوچك مانند سوزندوزى سر آستين و پيشسينه پيراهنها و غيره قناعت مىكنند.
ـ پوشاك عمده زنان بلوچ از سربند، پيراهن، شلوار، قبا، چادر و كفش تشكيل مىشود.
ـ سربند زنان بلوچ از پارچه يا مخمل تهيه مىشود كه كلاهكى شبيه نيمتاج روى آن قرار مىگيرد. قسمت جلو سربند را اغلب سكهدوزى مىنمايند. بانوان بلوچ از گيسوبند نقرهاى استفاده مىكنند. گيسوهاى خود را بافته و سپس در ميان گيسوبند قرار مىدهند.
ـ پيراهن زنان بلوچ معمولاً از پارچههاى تيره مانند مشكى خطدار است و غالبا در قسمت سينه و سر دست سوزندوزى بسيار زيبايى مىشوند.
ـ شلوار سنتى زنان بلوچ شبيه شلوار زنان بندرى است. دم پاى شلوارها معمولاً تنگ و باريك است. شلوارها نيز سوزندوزى، نواردوزى و زرىدوزى شدهاند. زنان و دختران بلوچ به پاى خود خلخال مىبندند.
ـ قباى زنان بلوچ به شكل راسته و ساده است. در عين حال از دقت، پشتكار و ذوق و هنر برخوردار است. آستينهاى اين قباها
بلند و يقه آنها گرد مىباشد. در قسمت جلو قبا به وسيله دو دكمه گرد بسته مىشود. طرفين قبا چاكدار است و دو جيبنما در ناحيه كمر دارد.
ـ زنان بلوچ در روى همه پوشاك خود چادر به كار مىبرند. چادر به شكل مستطيل است و از پارچههاى تورى نازك تهيه مىشود. سه نوع كفش در اين منطقه مورد استفاده است. كفش نوع اول كه از ليف گياه به نام «پورك» تهيه مىشود. نوع دوم كفش، «صندل» نام دارد و از چرم استفاده مىشود. سومين نوع كفش داراى پاشنههاى چرمى با رويه زربفت است.
ـ زنان بلوچ نيز براى جلوهگرى از زيورآلات متنوع استفاده مىكنند. گوشواره، انگشتر، خلخال، النگو، گردنبند و سينهريز از جمله وسايل زينتى بانوان بلوچ است.
پوشاك زنان منطقه لرستان عبارت است از كلاهك، روسرى، پيراهن، شلوار، جليقه، يل، كلنچه (سردارى) و پاپوش. زنان لر از پارچه كمعرض كلاهك درست مىكنند و دور آن را دستمال يا كلاغى مىبندند. اين روسريهاى ريشهدار، گلدار و گاهى سياه و سفيد مىباشند. كلاغى را طورى دور سر مىپيچند كه پرپشت باشد و آويزههاى بلند نيز همراه دارد.
پيراهن زن لر برشى ساده، بلند و گشاد و يقه گرد بهم آمده دارد. جلوى پيراهن از زير گلو تا حدود سينه چاك دارد، تنه پيراهن برش راست داشته و گاهى نيز از زير بغل به سوى پايين اريب مىخورد و در دامن عرض آن افزايش مىيابد. زنان لر از دو پيراهن روى هم رفته استفاده مىكنند كه يكى نقش زير پيراهن را ايفا مىنمايد و از تافته تهيه مىشود.
شلوار زنان لر از لحاظ برش وضع خاصى دارد. قسمت بالاى آن گشاد و پهن و داراى ليفه و كمر است. دو ساق آن مايل به بيرون و قسمت پهن آن در پايين شلوار دوخته مىشود. دو ساق در بخش بالاى خود به فاصلهاى از همديگر قرار مىگيرند و اين فاصله خود به منزله ميان ساقى مىباشد. شلوار از لحاظ جنس و تركيب دو قسمتى و دو رنگ است كه از دم پا تا حدود زانو رنگى است. بر آن نقشبندى و نواردوزى كرده و قسمت ديگر آن رنگى ديگر است. جليقه از لحاظ برش و ساختمان در ميان تمام ايلات يكى است و در ميان زنان لر بخش جلوى آن هميشه باز است و دكمه ندارد. قسمت جلوى جليقه يراقدوزى مفصل دارد.
در لرستان دو نوع كت و ديل معمول است. يكى همان كت معمول است كه نيمه تن را مىپوشانند و ساده است و بدون آرايش و ديگرى كتى است كه از مخمل تهيه مىگردد كه آن را كُلنتچه مىگويند. اين تنپوش چون كت معمولى است اما در جلوى بدن بسته نمىشود. يقهاش باز است و دم آستين و دوره شكاف آن يراقدوزى و نواردوزى مىشود.
سرداى زن لر پوششى بلند تا پشت پا داراى كمرچين، جلوى آن آزاد است بدون دكمه و آستين آن كوتاه تا آرنج و از مخمل الوان و مشكى تهيه مىشود. كنارههاى سردارى و دور دامن و سر آستين را به پهناى سه انگشت يراقدوزى مىكنند.
پاپوشش زن لرستانى از چرم محلى است كه در خرمآباد و بروجرد ساخته مىشود اما اغلب از دوختههاى كرمانشاه و گيوههاى معروف آنجا بهره مىبرند.
امروزه مردم اين سرزمين از پوشاك معمولى استفاده كرده و از خود پوشاك مشخصى ندارند. پوشاك روستاييان و ايلهاى اين ناحيه مخلوطى از پوشاك كردها، لرها، بندريها و اعراب مجاور است. زنان خوزستان به دليل گرماى زياد اين منطقه از پوشاك معمول مردم و از يك پيراهن بلند و گشاد و شلوار و سربند محلى استفاده مىكنند.
پوشاك ساحلنشينان جنوب كشور به پوشاك بندرى مشهورند. پوشاك ساكنين اين منطقه غالبا دستخوش سليقههاى مختلف بوده است. زنان بندرى در جنوب ايران داراى پوشاك سبكوزن و چادر تورى سياه چون پروانههاى ظريف سياهى هستند كه بر بالهاى سياه خود خطوط زرد و قرمز دارند. پوشاك زنان بندرى از هفت يا هشت تكه لباس تشكيل شده است كه شامل كلاهك، روسرى، پيراهن، شلوار، كفش، چادر و نقاب مىباشد.
ـ كلاهك بانوان بندرى، پارچهاى است سه گوش آستردار در رنگهاى مختلف كه بر سر مىنهند. دو گوشه اين لچك را به وسيله بندهاى قيطان در پشت سر به هم مىبندند. بر انتهاى اين قيطانها معمولاً زيورى گرد و كوچك مىآويزند. حاشيه جلو كلاهك زردوزى و نواردوزى مىشود. يا گاه با سكههاى مختلف به تزيين آنها مىافزايند.
ـ روسرى زنان بندرى از تورى و به شكل مستطيل است. معمولاً از رنگهاى مشكى و بنفش ساده يا داراى گلهاى زركوب و در زير كلاهك روى سر گذارده مىشود. كنارههاى آن از حوالى بناگوش به زير گلو آمده با سنجاق بسته مىشود و به دور گردن و شانه مىپيچد. اندازه آن حدود يك متر و نيم و عرض آن حدود 80 سانتىمتر است. كنارههاى عرض و طول آن را اغلب به وسيله سكههاى تزيينى زينت مىكنند.
ـ پيراهن زنان بندرى راحتترين نوع پوشش است. قد پيراهن تا حوالى زانو مىرسد. آستين پيراهن راسته و فراخ است. طول و عرض اين پوشاك 90 × 80 سانتىمتر و داراى حاشيه پهن و رنگى است كه با نوارهاى زرى الوان تزيين مىشود. پيراهنهاى زنان بندرى مانند روسرى آنان از پارچههاى تورى انتخاب مىشود و رنگ آنها نيز مشكى و يا تيره است كه تزيينات الوان روى پيراهن يا روسرى به خوبى نمايان است زيرا به اين پوشاكها دامنههاى كهربا يا خلخال و سكههاى تزيينى نصب مىشود.
ـ شلوار زنان بندرى مانند شلوار زنان كرد و تركمانان است. يعنى از دو ساق دمپاتنگ و يك ميان ساق پهن لوزى شكل درست مىشود. و نظير آنها از دو رنگ و از دو جنس مختلف تهيه مىشود. جنس شلوار از جنس مرغوب و لطيف مانند اطلس
و ساتن گلدار و رنگى انتخاب مىشود. كمر اين شلوارها نيز ليفهاى است.
ـ كفش زنان بندرى از نوع صندل است. كه تسمه اين كفشها در لاى انگشتان قرار مىگيرد. از نوع كفشهاى زنان بلوچ در اين منطقه رواج دارد.
ـ زنان بندرى از چادرهاى تورى، روشن، گلدار و يا تيره زيوردار استفاده مىكنند. زنان گاهى چادر خود را جمع كرده و در روى سر مىگذارند تا كوزهاى چيزى در روى سر حمل نمايند.
ـ زنان بندرى براى پوشاندن چهره خود نقابى دارند از جنس پارچه مشكى كه نام محلى آن «برقه» است. گاهى چرمى ظريف به شكل نيم دايره و به اندازه پهناى صورت، داراى قيطانهايى در بالا و طرفين گوشهها است كه با بستن اين قيطانها از پشت سر نقاب در چهره استوار و محكم مىشود.
زنان كرد اين منطقه موى سر خود را چون ديگر زنان كرد و بلوچ و تركمن اغلب به صورت گيسوان ريز و افشان مىبافند و گاهى آن را ميان گيسوبندى نقرهاى مىگذارند و گاهى نيز موها را شانه زده در دو طرف صورت پريشان مىنمايند. پوشاك زنان كرد عبارتست از:
سربند، زيرپوش، پيراهن، نيم تنه (يل)، قبا، روپوش، شلوار. پاپوش سر زنان كرد كرمانشاهى پرپشت و از چندين دستمال بزرگ (كلاغى) ريشهدار تشكيل شده است. اين دستمالها را معمولاً بر دوره كلاهكى كه گاه شبيه عرقچين است مىپيچند. كلاهك ممكن است چند ترك يا بدون ترك و ساده باشد.
پس از آنكه موى سر را شانه زدند و به دو طرف صورت رها كردند سربند اولى را همانند زنان كرد كردستان بسته و كلاغىهاى ديگر را، پيرامون يكديگر مىپيچند و دنبالهاى نيز از آن بر پشت سر مىآويزند. در اين سربند كلاغى، آخرين و رويى را چنان ترتيب مىدهند كه ريشههاى آن به وضع زيبايى در جلو و پيرامون سر قرار مىگيرد. گاهى نيز زنان جوان و نوعروسان اين منطقه از كلاهك يا عرقچين منجوقدوزى شده استفاده مىكنند كه وسيله مناسبى براى انباشتن زر و زيور بر آن است.
زيرپوش يا زيرپيراهن بلند قد است و از پارچه چلوار تهيه مىگردد. آستين آن ساده و مچ آن با دكمه بسته مىشود. يقه گرد آن نيز به وسيله دكمه بسته مىشود.
پيراهن بلند گشاد، يكى از پوشاك متداول زنان باخترانى است كه آن را از پارچههاى گلدار تهيه مىكنند. يقه پيراهن از جلو تا زير سينه باز است. شكل يقه سه گوش است. آستين پيراهن ساده و گاهى هم سر آستين به آن مىدهند كه با دكمه باز و بسته مىشود. برخى از زنان كه از تمكن مالى خوبى برخوردارند پيراهن خود را از پارچههاى مخمل به رنگ الوان تهيه مىكنند.
جليقه يك پوشاك سنتى و مجلل و مورد علاقه زنان كرد است. زيرا علاوه بر
رنگ، برش و وضع تزيين خاص خود به زنان كرد امكان استفاده از زيورهاى گوناگون را مىدهد. اين تنپوش بىآستين و قد آن كوتاه و تا كمر مىرسد. جنس آن پيوسته و از مخملهاى الوان است. اين پوشاك داراى آستر و يقه آن سه گوش و گاهى برگردان است. در كنارههاى جليقه از بالاى يقه تا گوشهها و پهلوها به پهناى سه انگشت يراقدوزى و نواردوزى مىشود و بر روى اين آرايش سكههاى فراوان نيز نصب مىكنند.
يل يا نيم تنه مانند جليقه كوتاه است. آستين آن به مچ مىرسد و گاهى سنبوسه نيز در آن به كار مىرود. سراسر كنارههاى يل داراى نوارهاى الوان و يراق است، پارچه آن هميشه از مخمل مرغوب مىباشد. البته در طبقات اجتماعى اين وضع تفاوتهايى دارد.
قباى زنان كرد، در اين منطقه نيز بلند است. رويه آن از مخمل الوان و آستر آن گلدار است. قسمت جلو تا زير سينه از هم باز است و در روى سينه لبههاى آن به هم مىرسد و در اين لبهها سكهدوزى مىشود.
روپوش زنان چادرى است از پارچه ابريشمى مشكى به درازاى دو متر و عرض كمتر كه معمولاً آن را به درازا بر پشت مىافكنند و دو گوشه بالايى آن را به جلو آورده و در پيش روى سينه گره مىزنند.
شلوار زن كرد همان شلوار معمول در جوامع كردان ديگر مناطق است. با ليفه و دو ساق بلند تا مچ پا و ميان ساق چهار گوشه و پهن و دمپايى جمع به وسيله بند بر دور مچ پا.
زنان كرد در اين سامان با توجه به اينكه تمايل زيادى به كفشهاى شهرى پيدا كرده و هر نوعى كه بخواهند به دلخواه تهيه مىكنند اما پاپوش سنتى آنان همان كفش دستباف رنگين است كه به گيوه كرمانشاه معروف است.
پوشاك ايلات و روستاييان ايران، جليل ضياءپور.
نگاهى اجمالى بر پوشاك زنان محلى ايران ـ دومين نمايشگاه تشخص و منزلت در نظام اسلام.
موفق باشید - التماس دعا
لينك ثابت
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2007-2009 © by ifaf-blog.Blogfa.com The Template Designed By Moh3n tavaghoee @ www.moh3nonline.com