منوي كاربري
پيام مدير : « یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
لوگوي ما
--------------------كد لينك ما :
خبرنامه
براي دريافت مطالب آموزشي اينجا عضو شويد :
حديث
::پاداش تلاشگر:: ان الذى يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد فى سبيل الله.(37) براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است
نظر سنجي
ممنون از رأي شما - نتايج نظرسنجي شخصي است!
عکس هفته
نرم افزار حريم ريحانه
جستجوگر
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
آمار وبلاگ
آمار
منوي اصلي
فهرست موضوعي
تحقیقات مقالات گزارش خبری گزارش تصویری دیدگاه مراجع تقلید حجاب در خطابات قرآن كتابشناسى حجاب حجاب در كلام شهيدان فواید حجاب تاریخچه حجاب پرسش و پاسخ نقد و بررسی ... شخصیت زن در اسلام مظلومیت زن قبل از اسلام حجاب در ادیان آسمانی نگاهی بر مبحث حجاب فلسفه حجاب شخصیت زن از نظر امام (ره) حجاب، شکوفایی و عزت پوشاک زنان محلی تبیینی بر مسئله حجاب حجاب و عفاف پوشش و جوان حجاب 1-2-3 فلسقه حجاب در قرآن آثار بی حجابی حجاب نزد فاطمه زهرا (ص) آثار حجاب تمثیلاتی پیرامون حجاب نه عقب مانده نه تحت سلطه قالب وبلاگ [جدید] گالری تصاویر [جدید] دور اندیشی قرآن جایگاه زن در ایران باستان حجاب ؛ روش ها و توصیه ها پوشش زن کتابشناسی حجاب حجاب و عفاف در اینترنت حجاب زن حجاب در یورو 2008 نمادی از جنگ تمدنها چادر ... لوح فشرده
ورود کاربران
ارتباط زنده
[ درباره ...] [ عضويت در وبلاگ ...] [ ارسال پيام ...]
طرح ختم صلوات
نیت طرح [مرحله اول]: سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف
ديگر پايگاهها
مركز امور زنان و خانواده خبرگزاري زنان ايران دانشگاه الزهرا جامعة الزهرا شوراي فرهنگي اجتماعي زنان مركز مديريت حوزه علميه خواهران دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
لوگو حمایتی
حجاب زن حجاب زن
با سلام - در این پست مقاله ای قرار دادم با نام حجاب زن که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیره/
برهنگي بيماري عصر ما:
بدون شك پديده برهنگي بيماري عصرماست، دير يا زود اين پديده بعنوان يكبيماري شناخته خواهدشد. و هر چند ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم، خودپيشتازان غربي ماهيت اين پديده را اعلام خواهندكرد، ولي اگر به انتظار اعلام آنهابنشينم ترس آن ميرود كه خيلي دير شود. حال به بررسي اين بيماري و مداواياصلي و داروي درمان آن كه حجاب است، اول از جهت علمي، و بعد مراحل عملي،و در نهايت مراحل عبادي آن ميپردازيم و اميدواريم اين بحث بتواند روشنگر ابعادفطري و معنويمان گردد.
يكي از قوانين بزرگ نظام آفرينش كه نوعي از همان قانون جذب و دفع است،موضوع جفت ميباشد. تمام مخلوقات عالم از هر نوع و طبقهاي كه باشند، تنهاآفريده نشدهاند بلكه بشكل جفت هستند. چنانكه خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد:«وَ مِنْ كُلِّ شَييءٍ خَلَقْنا زَوْجَين لَعَلَّكُم تَذَكَّرون» از هر چيز زوج آفريدهايم شايد شمابه اين يادآوري پند بگيريد.
و همچنين در سوره مباركه يس آيه 36 ميفرمايد. «سُبْح'انَ الَّذي خَلَقَ الْاَزْواجَكُلَّه'ا منِمّ'اتُنْبِتُ الْاَرْضُ وَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ وَ مِمّا لا'يَعْلَمُونَ» منزّه است خدائي كه همه رابصورت جفت آفريد از آنچه در زمين ميروياند و از نفس انسان و آنچه انساننميداند. بنابراين همانطور كه علماي علم الحيوة (بيولوژي) و علماي علوم طبيعيكشف كردهاند هيچ چيز در عالم خلقت اعم از انسان و حيوان و نبات و جماد، وچيزهائي كه ما نميدانيم، وجود ندارد كه قانون زوج در بين آنها حكمفرما نباشد. نوعبشر كه هر چيزي از عالم را بشكل كامل در وجود خود نهفته دارد در اين قسمت نيزكامل است. در زوج بشري يعني زن و مرد مسائل و حالاتي آفريده شده كه بوسيلهآن يكديگر را بسوي خود ميكشند.
اكنون به تحليل و تجزيه دقيقتري از اين قوه كشش متقابل زوجين بشري يعنيزن و مرد ميپردازيم. علماي روانشناسي ثابت كردهاند كه در وجود انسان قوهايبنام مغناطيس كه شباهت تام به قوه الكتريسته دارد، نهفته است، كه در تمام اعمالزندگاني اين قوه كار ميكند. هر چند كه استفاده از حداكثر قوه مغناطيسي محتاجپرورش آنست ولي نبايد فراموش كرد كه در هر انسان آن قوه وجود دارد. در حالتطبيعي آثار بسيار از آن ظاهر ميشود و هيچكس نيست كه از آن خالي باشد. يكي ازآثار آن قوه، كشش زن و مرد است. قطعاً زن و مرد با يك قوه مغناطيسي كه تحتقانون الكتريكي اداره ميشود، يكديگر را بسوي خود ميكشند و عشق و علاقهايكه بين آن دو بوجود ميآيد در اثر همين قوه است چنانكه ديدهايد كه مردان يا زنان بهيك نظر شيفته جمال يكديگر ميشوند و اين شيفتگي اثرش مدتها در روح باقيميماند.
علت اينست كه مطابق قانون الكتريكي، مغناطيس مرد در اثر مجاورت بامغناطيس زن، بواسطه اختلاف نوع قوا فوراً يكديگر را جذب كرده و يك سطحالكتريكي واحد تشكيل ميدهند جدا كردن آنها از يكديگر مشكل است و اگر فرضاًاز لحاظ جسم هم جدا و دور شوند مغناطيس آنها بهم نزديك ميماند و از همينروست كه عشاق فرياد ميزنند «دل من پيش معشوق مانده و جسم ناتوانم دور ازاوست» يا اينكه همه چيز زندگي را فراموش كرده فقط به اين فكر با حالتي شبيهجنون ميپردازند و شايد محق باشند زيرا گم كرده دارند كه از آنها جدا شده و اين گمكرده همان قوه مغناطيسي خودشان است كه معشوق آنرا ربوده و به پيش خود نگاهداشته است. جذب مرد و زن را بيكديگر، ميتوان به دو خازن تشبيه كرد كه يكخازن پر از الكتريسيته مثبت و ديگري منفي باشد. نزديك كردن اين دو خازن بهم،موجب تخليه بار شارژ الكتريكي ميگردد. يا مانند آهن رباي الكتريكي كه تا وقتيجريان الكتريسيته در آن باشد آهن را محكم بخود نگه ميدارد. در مورد مرد و زنچيزي كه سبب تماس الكتريكي آنها ميگردد بيشتر از همه قوه چشم است. درچشمِ مرد مانند يك موج فرستنده فوري مغناطيسي خود را بسوي زن ميفرستد،چشمان او چون برقگيري كه مژه حكم تيغه آنرا دارد قوه را جذب مينمايد و درنتيجه رابطه الكتريكي برقرار ميشود.
پس ديديم كه چه اثر مهمي نگاه يك مرد بيك زن يا برعكس در وجود آنها پديدميآورد و اگر اين علاقه شديد، تحت يك قانون منظم آفرينش باشد مانعي ندارد.مثلاً امر رابطه مزبور بين زن و شوهر پيدا شود بسيار مستحسن و مورد ستايش تمامقوانين الهي است. اما بدبختانه اين قانون بزرگ آفرينش فقط در اين مورد قانوني ومجاز خود، بكار نميرود، بلكه قانوني است عمومي و اساسي كه بايد آنرا تحت مهارو قاعده درآورد، و در مورد لزوم بكار برد، و در ساير مواقع از آن جلوگيري نمود وتمام چيزهاي سودمند عالم همينطور است. براي مثال آبي كه عالم وجود بيشتر ازآن تركيب شده، همان آبي كه در بيابانهاي سوزان چند جرعه آن ما را از مرگ نجاتميدهد، ولي وقتي بشكل سيل بيايد بنيان هستي ما را زير و رو ميكند و اگر در آنغرق شويم هر آنچه موجب نجاتمان از مرگ بوده اكنون خود قاتل ما شده است.آتشي كه كانون وجود ما را گرم نگاه ميدارد وقتي زندگي را مشتعل ميكند بلايعظيمي است. هيچ نعمتي از اين قاعده بركنار نيست. بهترين خوراكيهاي عالم وبهترين لذات جهان اگر به افراط مصرف شود نيستي ما را فراهم خواهد كرد. قانونرابطه جنسي هم مشمول همين حالت است. همان قانون سودمندي كه موجب علاقهشديد بين زن و شوهر ميشود و نتيجه آن توليد مثل و بقاي نسل و تشكيل خانواده وكانونهاي عشق و محبت است. هنگامي كه در غيرمحل خود بكار رود باعث فنا ونيستي خواهدبود.
چاره و درمان چيست؟
براي چاره اين موضوع و درمان اين درد خانمانسوز چه بايد كرد؟ چه دستورياز طرف عالم خلقت مقرر شده كه ما را از جنبههاي بد اين قانون محفوظ بدارد و ازجنبه خوب آن برخوردار باشيم؟ آيا همانطور كه براي استفاده از قوانين سودمند ومصون ماندن از افراط در آن دستوراتي هست در مورد رابطه جنسي هم دستوريپيدا ميشود؟ پاسخ يقيناً مثبت است. اين دستور همان است كه همه پيغمبران ازجانب خداي عزوجل به بشر ابلاغ كردهاند منتهي بعضي امتها آن را فراموش كرده وبرخي رعايت ميكنند.
برخي افراد كه خود را عالم و چيز فهم تصور ميكنند، فوراً جواب مرا اينطورخواهندداد كه اين دستور عبارت است از عفت نفس كه اگر در مرد يا زن باشد باعثجلوگيري از فساد آنها ميشود. بسيار خوب منهم قبول دارم عفت بجاي خود خوباست و بزرگترين صفت مصون كننده انسان از تعدي نفس اماره ميباشد. ولي با قانونطبيعت چه ميشود كرد؟ چشم ميبيند، دل ميخواهد. در اسلام هم در مقرر داشتندستور حجاب بهمين معني كه گفتيم نظر داشته و دليل ندارد قصد ديگري داشتهباشد مگر اسلام دشمني با زنان دارد؟ اسلامي كه پيشواي آزادي زنان و علو قدر ومرتبه آنان است چگونه با اين نظر مخالفت ميكند؟ اسلام دستوراتش در موردحجاب يا ساير موارد به قانون مسلم نظر كامل دارد. مسلمين حقيقي در ادوار پيشميزيستند، زنانشان در درون خانه بهترين و زيباترين لباسها را ميپوشيدند تا حداكثرجلب توجه شوهران خود كنند ولي در خارج لباس ساده بتن ميكردند تا مبادا موردنظر مردان اجنبي واقع شوند. اين است اسلام، و تمام زنان مسلمان بايد چنين باشند.واي بحال ما، امروز كاملاً عكس قضيه برقرار است. مگر نه اين كه پيامبر در چهاردهقرن فرموده زماني ميرسد معروف منكر و منكر معروف (خوب را بد و بد را خوبميدانند) ميشود؟ ما در چنين زماني واقع شديم. زنان مسلمان ما بهترين زينتها راوقتي ميپوشند كه آماده خروج از منزل هستند تا خود را مورد نظرهاي ناپاك مردانبيگانه قرار دهند و در درون خانه بدترين شكل را بخود ميگيرند. عاقبت اينسرپيچي از دستورات الهي و نتيجه اين رها بودن زمام قانون رابطه جنسي جزاضمحلال قوم و ملت نيست. اين سيلي كه اينطور آزادانه رها كردهايم بالاخره بنيانهستي ما را زير و زبر خواهدكرد، و در آن زمان دعا و تضرع سودي نخواهدداشت.بيائيد حالا كه وقت هست و هنوز آن ساعت مدتش نرسيده كه زير سيل دست و پابزنيم جلو بدبختي را بگيريم و نگذاريم كه اينطور زنان، بي محابا و بي پرده رفتاركنند.
شما اي مردان با غيرت بيائيد به نواميس خود و اجتماعتان رحم كنيد، ونگذاريد دختر و زن و خواهر و ساير محارمتان در معرض ديد بيگانه قرار گيرند كهخواهي نخواهي مورد دستبرد قرار خواهندگرفت.
اين گنه از چشم جمال بين تستعشق و وفا شيوه ديرين تست
تا كه جمال بوده، چنين بوده استراه زنان دل بكمين بوده است
هر نگه آغاز هزاران خطا استديدن اغيار بي ناروا است
هر آن شاخي سر از باغي درآورد
به بارش هر كسي دستي برآورد
به بايد كندنش از بيخ و از بن
اگر از جاي ميوه گوهر آرد
اثرات مثبت حجاب:
حال ميپردازيم به مسئله حجاب از جنبههاي عملي كه چه زمينه مفيدي را درزندگي هر فرد ايجاد ميكند.
1 - نقش دفاعي حجاب:
يكي از ابعاد مهم پوشش و حجاب زن، نقش دفاعي آن است. زن در پشت اينسنگر، از بسياري آفات و خطرات جسمي و روحي مصون ميماند. هم امنيتاجتماعي بيشتر و بهتري پيدا ميكند، و هم عفت و شرفش از دستبرد دزدان شرف،محفوظ ميماند. زني كه با حجاب در جامعه ظاهر ميشود عملاً دست رد بر سينهمردان ناپاك ميزند و به همه اعلام ميكند كه براي پاكي و عفت خود حرمت قائلاست و به هيچكس اجازه نميدهد كه به حريم عفاف او تعدي كند ولي زني كه بدونحجاب و با پوشش نامناسب در جامعه ظاهر ميگردد، اولين چيزي كه از او به چشمميآيد خودنمائي است و اين به مردان لاقيد و هرزه اجازه ميدهد كه به ديديناشايست به او بنگرند. بنابراين حجاب محكمترين وسيلهاي است كه زن ميتواند بهكمك آن احساس امنيت و آرامش كند. و قويترين سپري است كه ميتواند تيرنگاههاي آلوده افراد هرزه را به خودشان برگرداند. از اينرو احترام حقيقي به يك زناز جانب يك مرد، تنها زماني امكانپذير است كه آن مرد به ديده آلوده در او ننگرد،لذا تا زن بغير از آرايش و جمال، عامل برتري ديگري در خود نميشناسد و مرد درقيد اسارت غرائز حيواني باقي است، توقع و انتظار حس احترام پاك نسبت به زن درجامعه بيجا و بيهوده است.
2 - نقش اقتصادي حجاب:
مراعات پوشش اسلامي، زمينه را براي انواع مدپرستيها و رقابتهاي ناشي ازآن از بين ميبرد. اگر زنان خود را مقيد به خود آرائي و خودنمائي در جامعه نكنند وبا لباس ساده و مرتب در حد پوشش لازم، در جامعه ظاهر شوند، بسياري از آفات وگرفتاريهاي ناشي از مدپرستي به خودي خود از بين ميرود. بي شك رواج مدپرستيدر بين بانوان، سبب اتلاف سرمايههاي جامعه شده و به اقتصادي فردي و اجتماعيصدمات جبران ناپذيري وارد ميآورد. آمار مصرف لوازم آرايشي، زينت آلات ولباسهاي زنانه در جوامع بي بند و بار گواه اين مطلب است.
3 - نقش حجاب در آرامش زن:
عدهاي تصور يا وانمود ميكنند كه حجاب موجب زحمت و دست و پاگيريزن ميشود و او را از فعاليتهاي اجتماعي بازميدارد. در صورتيكه اولاً حجاب برايآنانكه به بي حجابي عادت كردهاند، تصور زحمت دارد ولي براي زنان عفيف وپرهيزگار، نبودن و نداشتن آن نوعي كمبود محسوب ميشود. ثانياً رنجها و زحماتيكه بي حجابي بر زن تحميل ميكند آنقدر زياد است كه رعايت حجاب حتي اگر بامشكلات همراهباشد به راحتي قابل تحمل ميشود.
4 - نقش ارزش آفرين حجاب:
وقتي زن در حريم محفوظ حجاب، خود را از دسترس مردان دورنگاه ميدارد،ارزش خود را در نظر مرد افزايش داده و از ابتذال در امان ميماند. برخلاف آنچهابتدا تصور ميشود مرد در عمق روح خود از ابتذال زن و از تسليم و رايگان و سهلالوصول بودن او نفرت دارد. مرد هميشه عزت و اسغنا و بي اعتنايي زن را نسبت بهخود ستوده است. انديشمندان و روانشناسان معتقدند كه زن در طول تاريخ برايحفظ مقام و موقعيت خود در برابر مرد با يك الهام فطري تلاش كرده است كه خودرا از دسترس مرد دورنگاه دارد. «ويل دورانت» صاحب كتاب مشهور «تاريخ تمدن»در اين خصوص ميگويد: زنان بطور تجربي دريافتند كه دست و دل بازي مايه طعن وتحقير است ... آنجه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها ميشود.
5 - نقش اجتماعي حجاب:
الف - استواري اجتماع
عدهاي گفتهاند، حجاب باعث فلج شد نيمي از افراد اجتماع ميشود. اما تأمليدقيق نشان ميدهد كه بي حجابي و بي بندوباري باعث تضعيف تمامي نيروهايجامعه ميشود. حجاب به معني حضور متين، سنگين و پوشيده زن در جامعه است واين يعني سلامت بخشيدن به همه نيروهاي جامعه. و عكس آن آلوده كردن محيط وبه مخاطره افكندن جامعه است.
ب - استحكام پيوند خانوادگي
خانواده كانون پرورش نسل آينده و پناهگاهي روحي و عاطفي براي افراداجتماع است اگر خانوادهها براي حفظ افراد خود جاذبه كافي نداشته باشند جامعهروبه از هم پاشيدگي ميرود.
جامعهاي كه عنصر خانواده در آن متزلزل است مثل ساختماني است كه ازآجرهاي پوك و پوسيده بنا شده است كمترين طوفان حادثهاي ميتواند ساختمانجامعه را فروريزد. زن اگر چشمه عواطف خود را در كانون خانواده بريزد و زيبائيهاو آرايشهاي خود را به خانواده محدود كند و در جامعه با متانت و وقار و پوشيدگيظاهر شود هم خانواده خود و هم خانواده ديگر گرم و محفوظ و محكم ميماند وعكس آن، در نتيجه بي بندوباري و بتدريج موقعيت همسران آنها در نظرشانتضعيف ميشود و از تعلق قلبي آنها به خانواده خود كاسته ميگردد.
6 - نقش سياسي حجاب:
«فرانتس فانون» جامعه شناس مشهور در كتاب «انقلاب الجزاير يا بررسيجامعهشناسي يك انقلاب» به بررسي نقش حجاب زنان الجزايري در مقابل استعمارفرانسه پرداخته و سياستهاي سرسختانه استعمار را در مبارزه با حجاب زنانالجزاير مورد بحث قرار داده است. وي در اين كتاب مينويسد سياستمداراناستعمار الجزايري هجوم برديم و استعداد مقاومت آنها را از ميان برداريم، بايد ابتدازنا را تحت تسلط خود درآوريم و لذا با هر چادري كه دور انداخته ده برابر ميشود»در اين باره مسائل بسيار گسترده است كه مثنوي در اين باب هفتاد من كاغذميخواهد.
بعد از اينكه ما حجاب را از جنبه علمي مورد بررسي قرار داديم حالميپردازيم به مرحله بعد كه موردنظر بود و آن جنبه عملي است كه اگر به آن پاي بندنباشيم مضراتي را بدنبال ميآورد كه اين معضلات بدين ترتيب ذكر ميشود:
الف - عوامل فردي
1 - اساسيترين عامل بي ايماني و عدم توجه به معنويات است كه هرگونه قيد وبند را گسته و دست و دل شخص خاطي را باز ميگذارد. 2 - پوچ گرائي ولذتطلبي. 3 - فساد و سستي زيربناي اخلاقي 4 - اضطراب و اختلالات رواني.5- نيازهاي روحي و جسمي جوانان و بالا رفتن سن ازدواج. 6 - لاقيدي بعلت نوعتربيت و زندگي در بعضي جوامع ديگر. 7 - مالكيت عام، در مورد اشخاصي كهزيبائي فوق العادهاي دارند.
ب - عوامل اجتماعي
1 - روابط آشفته و غلط خانوادهها و عدم امنيت و فقدان محبت. 2 - طرد ازخانواده. 3 - موقعيت نامناسب محيط اجتماعي و تحريكات آن. 4 - ضعف قوانين وعوامل كنترل در جامعه. 5 - ضعف تربيتي خانوادهها و عدم پايبندي آنها به مذهب.6 - نوشتهها و آثار بدآموزي (عكسها، فيلمها، تأتر، و ديگر مشوقها). 7 -ازدواجهاي غلط. 8 - تعداد زوجات. 9 - متاركه، طلاق، بيوگي. 10 - خودباختگيدر مقابل اعمال و عقايد پوچ ديگران. 11 - پيشرفتهاي علمي و صنعتي و ارتباطبيشتر و تنوع در اشكال فساد. گردند.
عوامل ايجاد كننده انحراف و فساد كه ذكر گرديد منشاء و ريشههائي دارند كهكم و بيش بايد به رفع اين مسائل پرداخت تا بتوان مبارزهاي جدي و ريشهاي باانحراف و فساد داشت. يعني همان اصولي كه بايد به انسانها و جامعه حاكم باشد. اينريشهها شش بخش هستند كه بايد آنهائي كه اثر مثبت دارند تقويت و آنهائي كه تأثيرمنفي دارند حذف و نابود گردد.
الف - منشاء و ريشههاي زيستي: ارث: از لحاظ علمي به اثبات رسيده است كهاشخاصي، انحرافاتي به ارث ميبرند. 22 - ريشههاي عضوي و جسمي اعم ازنقصها و زشتيها و زيبائيها. 3 - مزاج و كار غدد اشخاص دو جنسي - عمايلاتهمجنس بازي و غيره
ب - ريشه عوامل رواني و عاطفي: 1 - اختلالات ذهني و كم هوشي 2 - اختلالاتعاطفي (ترس - خشم - اضطراب - محروميت - شكست) 3 - اختلالات رواني(تجاوز - بهانه جوئي - ماليخوليا - شيزوفرني)
4 - تجارب و سوابق چند سال اول زندگي (تجربه خوب و بد - عقدها -احساس گناهكاري و شرمساري، احساس حقارت). حضرت امام جواد(ع) فرمود:«من هانت عليه نفسه فلاتأمن شره» آنكس كه در خود احساس شخصيت اخلاقينميكند از شر او ايمن مباش.
ج - منشاء و ريشههاي اجتماعي: 1 - خانواده - بخصوص سالهاي اوليه زندگي كودكاختلافات خانوادگي و كمبودهاي عاطفي. 2 - مدرسه - عوامل موجود در مدرسه(مدير - ناظم - معلمين - دوستان و همكلاسيها) گروه همسالان يعني معاشرين ياعدم هماهنگي سني. 3 - اجتماع و مردم كه به تناسب برخورد ممكن است مسائليمثبت يا منفي ايجاد كنند. 4 - نابسامانيهاي اجتماعي و كانونهاي فساد.
د - ريشههاي اقتصادي: 1 - فقر (توزيع ناعادلانه - مزد كم كار زياد. مشكل بيكاري- نوسانهاي اقتصادي) 2 - غني بودن و راحتطلبي و كمبودهاي روحي در كنار آن.
هـ ـ ريشههاي سياسي انحراف: 1 - نقش و اثر قوانين، قاطع بودن در اجرا و جامع بودنآن. 2 - تبعيضات قانوني 3 - سختگيري بيجا و اعمال فشارهاي بيمورد. 4 -تضادهاي سياسي كه اكثر فسادهاي اخلاقي و بي حجابي در زمان ما و در جامعه ما ازاينجا ريشه ميگيرد كه بايد با يك ديد به آنها بعنوان مبارزين سياسي عليه نظام نگاهكرد.
و - ريشههاي فرهنگي: 1 - مكاتب و آرمانها كه بايد با آنها مبارزه كرد. چه، از قديمتاكنون فقط اسامي آنها عوض شده ولي در هدف مشتركند 2 - توجه به تعليم وتربيت 3 - توجه به نظام تبعيضي جامعه. 4 - تقويت مذهب و اخلاق و تقوي 5 -رعايت و اجراي قوانين و عدم چشم پوشي و قاطع برخورد كردن. 6 - سياست بحثآزاد و خلع سلاح كردن حريف در نظر هم سلكان او. 7 - گسترش نظارت اجتماعيو اشاعه و تقويت امر به معروف و نهي از منكر به شكل اصولي و صحيح كه مهمتريناصل مبارزه با فساد و فحشا و انحرافات است.
حال به جنبههاي معنوي و عبادي حجاب ميپردازيم.
اسلام اصولاً به پيشگيري معتقدتر است تا مداوا. بهمين دليل با طرح مسايلاصولي انسان را از فراگرفتن در معرض خطر و گناه باز ميدارد.
مهمترين اين اصول، ايمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است. انسان اگرخداوند را خالق خويش بداند، اگر او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خويش تلقيكند و يقين بداند كه او جز خير و صلاح و سعادت بندگانش را نميخواهد قطعاً بهسمت گناه ميل نميكند. كسي كه طعم شيرين ارتباط با خدا را چشيده باشد از هر چهميان او خدا فاصله بيندازد پرهيز ميكند، چرا كه لذت زودگذر هيچ گناهي، به قهر وخشم خداوند نميارزد. همين نيروي معنوي در عرصه جهاد اكبر نيز ميتواندتحمل محروميتها را آسان و پيروزي بر نفس و شهوت را امكانپذير سازد. رويهمين مبنا حجاب يكي از اين موارد است، در فرهنگ اسلامي، حجاب مجموعهاياز فضائل و مفاهيم متعالي است كه پوشش تنها يكي از نمودهاي آن است مهمترينمفاهيم حجاب عبارتند از:
1 - تقواي دروني: اسلام معتقد است اگر ايمان به خداوند، اعتقاد به حساب وكتاب روز قيامت در انسان پديد نيايد هيچ قانون و محكمه و مجازاتي مستقلاًنميتواند مانع تمامي انحرافات و كج رويهاي اجتماعي شود. اگر انسان خداوند را برهمه اعمال و رفتار خويش، ناظر ببيند و بداند كه او لحظهاي از وي غافل نيست،خود از ارتكاب گناه شرم ميكند. و اگر بداند كه روزي براي تك تك اعمال و لحظهلحظه زندگي خود بايد حساب پس بدهد، در تمام حركات خود تأمل مينمايد.انسان اگر به تقوي و ايماني محكم و استوار مجهز باشد، و پاكدامني راحتي درخلوت و حتي در آنجا كه هيچ نگاهي متوجه او نيست رعايت ميكند.
داستان معروف حضرت يوسف را حتماً شنيدهايد، تنها عاملي كه او را در آنخلوت از ارتكاب گناه باز ميدارد، فقط و فقط ايمان و اعتقاد راسخ به خداست.اسلام در حريم روابط بين مرد و زن بر اين ايمان و تقواي محكم و خالص، بيش از هرچيز ديگر تأكيد ميورزد. چرا كه اگر كسي به اين گوهر ارزشمند دست يافت خودبخود و بطور طبيعي تمام مفاهيم ديگر حجاب و عفاف را مورد توجه قرارخواهدداد. بخصوص كسي كه حلاوت ايمان و شيريني ترك گناه را چشيده باشد، بههيچ وجه آن را با لذت ارتكاب گناه عوض نخواهدكرد. بنابراين هر كسي كه از ايمانو عفت و پاكدامني دروني و ذاتي برخوردار باشد حفظ حجاب و پوشش ظاهري وبيروني را هم بر خود واجب ميشمارد چرا كه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند.
از مقررات و قوانين ديگري كه اسلام براي حفاظ جامعه وضع كرده، برخوردجدي و متين مرد و زن با يكديگر است. و مسئله ديگر پرهيز از اختلاط. از نظر اسلامبرخورد بين زنان و مردان بايد به موارد لازم و ضروري محدود شود، و به بهانهحضور زن در اجتماع، حالت اختلاط به خود نگيرد. از اينرو بايد برخورد زنان ومردان حتي الامكان كمتر باشد و از برخوردهاي غيرضروري پرهيز شود. درجامعهاي كه زير نظر پيامبر اكرم اداره ميشد زنان در صحنههاي مختلف اجتماعشركت ميكردند، اما هرگز حريم عفت و تقوي را نميشكستند. در نتيجه كار بهاختلاط زيانبار كه امروزه موجب تباهي بسياري از اجتماعات شده است منتهينميگرديد. باز يكي از مفاهيم متعالي حجاب كنترل نگاه است.
اولين قدم اساسي و عملي در كنترل ميل و هوس بخصوص براي مردان مراقبتاز چشم است.
قرآن صريحاً به مردان و زنان دستور ميدهد كه:
«قُلْ لِلْمُؤمِنينَ يَغْضَوا مِنْ اَبص'ارِهِمْ» «وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ يَنْغُضْنَ مِنْ اَبصارِهِنَّ».
به مردان و زنان مؤمن بگو كه چشم خود را كنترل كنند (نگاه خود را كوتاه كنند)و از تماشا كردن و خيره شدن به طرف مقابل بپرهيزند. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد:نگاه به نامحرم تيري زهرآلوده از ناحيه شيطان است هر كه از ترس خدا آنرا تركگويد خدا به او ايماني ميدهد كه حلاوتش را در دل احساس كند.
2 - سيماي حقيقي حجاب: گرچه حجاب حق زنان است و نفع و امنيت و آسايشو شخصيت زن در حجاب است ولي مردان نيز بواسطه حجاب زنان از مضرتعمدهاي مصون ميمانند از اينرو بايد گفت: حجاب در واقع، نه محدوديت براي زناست و نه محدوديت براي مرد، بلكه مصونيت است هم براي زن و هم براي مرد. آنلذت آني و زودگذر كه در بي حجابي زن، براي مرد نهفته است لذتي است كه با ايمانو اخلاق و معنويت او در تعارض است و زن با حجاب خود، مرد را از اين خطر بزرگمصون ميدارد. در جوامعي كه بي حجابي را ترويج ميكنند، نه تنها زنان را بازيچهدست قدرتها ميسازند كه مردان را نيز به سراشيبي ابتذال و سقوط سوق ميدهندپيامبر اكرم (ص) فرموده است: الحَياءُ هُوَ الدّينُ كُلّهُ: حيا تمام دين است. حضرتامام جعفر صادق(ع) ميفرمايد: لاايمان لِمَن لاحَياءَ له: كسي كه حيا ندارد ايمانندارد.
با سپاس از wsiri.org - التماس دعا
لينك ثابت
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2007-2009 © by ifaf-blog.Blogfa.com The Template Designed By Moh3n tavaghoee @ www.moh3nonline.com