<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>:: I F A F .  B L O G ::</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 17 Jul 2009 06:31:56 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حجاب اسلامی</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوستان عزیز سلام ، اسلام با موضع حجاب خواسته زن از تعرض مصون بماند و به او به ديد ارزشى بنگرند لزوم حجاب از سوى اسلام در حقيقت براى حفظ کرامت زن و آرامش و پيروزى جامعه است. &lt;BR&gt;آنچه مسلم است حدود معين در دين اسلام منطبق با نيازها و خواسته‌هاى فطرى و ذاتى زن است و شناخت و رعايت آن نه تنها احساس محدوديت و قيد و بند را براى زنان فراهم نمى‌کند بلکه ضامن آزادى و اصالت و مقام و شان واقعى زن مسلمان است. اصولا دين در جهت سهولت بخشيدن به امور مردم به خدمت گرفته مى‌شود نه همانند تازيانه‌اى که بر سر مردم مسلط باشد. &lt;BR&gt;عده‌اى را گمان بر اين است که حجاب مانع آزادى و فعاليت‌هاى اجتماعى زن است. &lt;BR&gt;در نگرش اسلام آزادى واژه مقدس و داراى اصالت است که آزادى عقيده و انديشه در راس هرم آن قرار دارد.&lt;BR&gt;درباره آزادي، عقيده‌ها و سليقه‌هاى مختلفى وجود دارد. عده‌اى تصورشان از آزادي، نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهرت و خواسته‌هاى نفسانى انسان است ولى اسلام، آزادى را در تسلط داشتن بر غرائز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسان‌ها و پاکسازى جامعه مى‌داند که قيام پيامبران و مردان الهى براى رسيدن به اين مقصود بوده است. آزادى جزء ذات انسان است، آزادى در صحنه‌هاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى و عناوين عمده‌اى که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده همان مسائل اوليه حيات هستند، لذا در نگرش اسلام انسان ذاتا آزاد آفريده شده است و از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت سلطه خود درآورند، هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز همين است. در دين مبين اسلام زنان در انتخاب و عملشان آزادند.&lt;BR&gt;منتها در چهارچوب شرع مقدس اسلام و در هاله‌اى از عفاف، آزادى به مفهوم واقعى و صحيح نه مانند آزادى‌هاى قلابى که کشورهاى دموکراسى ادعاى آن را دارند و به نام آزادى با زنجيرهاى اسارت، زنان را به دام مى‌کشند. حجاب به معناى منزوى کردن زن نيست حجاب به زن اين آزادى را مى‌دهد که رها از نگاه‌هاى تحقيرآميز و حتى به‌عنوان يک انسان در جامعه و محيط اجتماعى وارد شود نه يک ابزار جنسي، بلکه حجاب به معناى جلوگيرى از اختلاط و آميزش بى‌قيد و شرط زن و مرد در جامعه است و هيچ منافاتى با فعاليت‌هاى زنان مسلمانان در مسائل سياسي، اجتماعى و فرهنگى ندارد، بى‌بند و بارى و آزادى‌هاى جنسي، زنان را در منجلاب شهوت و پستى سقوط داده و دامن‌هايى که بايد فرهنگ و تمدن بسازد آلوده مى‌کند، اما اسلام براى زن ارزش‌ والايى قائل است زيرا زن دستى به گهواره و دستى به اداره اجتماع دارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p1 align=justify&gt;مفهوم آزادى در منطق اسلام &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آزادى يکى از ارمغان‌هاى پيامبر خاتم محمدمصطفى است که زن و مرد در آن يکسان مى‌باشند. &lt;BR&gt;عناوين عمده‌اى را که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده مسائل اوليه حيات هستند، چنانچه فلسفه حرکت اديان الهى عدالت است و قيام پيامبران الهى براى رسيدن به اين مقصد بوده است و هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز به همين منظور است. &lt;BR&gt;زيرا عدالت رابطه انسان با خدا و همنوعانش را متعادل مى‌کند و همين طور است مفهوم آزادي، در نگرش اسلام انسان در خواسته‌ها و اراده خود در برابر سايرين آزاد است و اين حقيقتى است که کليه حرکت‌هاى اسلامى در صحنه‌هاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى بر آن اساس انجام پذيرفته است و آزاد کسى است که بنده خدا باشد. «لا تکن عبد غيره لقد جعلک الله حرا» بندگى هيچ کس غير خدا را نپذير، به تحقيق خدا تو را آزاد آفريده است. مفهوم اين کلام اين است که حريت و آزادى جزء ذات انسان است و انسان از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت تسلط خود در آورند.در اسلام آن کس که تابع هواى نفس باشد اسير است و آزادى را در تسلط داشتن بر غرايز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسان ها و پاکسازى جامعه مى‌داند و با تفکرات غربى تفاوت دارد که محدوده آزادى در آن آزادى جنسى است. تصورشان از آزادى نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهوت و خواسته‌هاى نفسانى انسان است. زن در تاريخ بشري، سرنوشت پرماجرايى داشته است. از همراه و همکار و شريک مردان بودن تا بردگى و کنيزى و ابزار شهوترانى يا سودجويى يا ... اگر در گذشته، در حرمسرا، ابزار صاحبان زر و زور بود امروز در غرب، در حرمسراى عمومى ابزار ارضاى شهوات عمومى و سودآورى بيشتر براى شرکت‌ها و کارتل‌ها و تراست‌ها و صاحبان سينما و ... است که تا زيبايى و طراوت دارد از او بهره‌کشى مى‌کنند و پس از آن محروم، منزوى و سرخورده به خانه کهنسالان تبعيدش مى‌کنند. سرنوشت جوامع بشرى از شرق گرفته تا غرب يکسان است و انسان در قلب ماديت به صورت (شي) در آمده، ماهيت آدمى و اصالت انسانى خود را از دست داده، در چنان انديشه و فرهنگى که انسان پوچ است، آزادى انديشه و شخصيت فکرى ندارد زن که موجودى انسان ساز و تمدن‌پرداز است ظالمانه‌تر قربانى شده و بيش از هر قشر ديگرى سيلى استضعاف را خورده است. در عصر کنونى که غبار ماديت چهره انسانست را تيره ساخته و بند بردگى حلقوم بشريت مظلوم را فشرده، در بازار تمدن کالاى معنويت ارزشش را از دست داده و در اين ميان شخصيت و والايى‌هاى زن بيش از همه خسارت ديده است. به گفته مقام معظم رهبرى : زن در طول تاريخ در ميان دو ستم يعنى انزوا و عريانى قرار گرفته که اين هر دو ستم در يک نقطه، اشتراک داشته‌اند و آن تحقير زن بوده است. ديدگاه مظلوم بودن زن در اسلام از طرفى از مفهوم تعريف شده توسط آزادى زن در غرب به وجود آمده است و از جانب ديگر زاده برداشت‌هاى نادرست و ناشى از سنت و ايده‌هاى شخصى برخى مسلمانان است که موجبات ظلم به زن را با نام اسلام فراهم آورده است و مسئله اين است که زنان هم در جهان اسلام مورد ظلم هستند و هم در غرب.برخى از مسلمانان به نام اسلام و ادعاى حرمت به جايگاه زن، قيد و بندها و محدوديت‌هاى غير ضرورى و غير شرعى بر زنان اعمال مى‌دارند و سليقه‌هاى شخصى يا پسماند‌هاى فرهنگى و سنتى پيشينيانشان را به نام اسلام به زنان تحميل مى‌کنند و موجبات بدبينى و کژانديشى نسبت به احکام و موازين رهايى بخش اسلام را فراهم مى‌کنند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 06:31:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب اسلامی</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوستان عزیز سلام ، اسلام با موضع حجاب خواسته زن از تعرض مصون بماند و به او به ديد ارزشى بنگرند لزوم حجاب از سوى اسلام در حقيقت براى حفظ کرامت زن و آرامش و پيروزى جامعه است. &lt;BR&gt;آنچه مسلم است حدود معين در دين اسلام منطبق با نيازها و خواسته‌هاى فطرى و ذاتى زن است و شناخت و رعايت آن نه تنها احساس محدوديت و قيد و بند را براى زنان فراهم نمى‌کند بلکه ضامن آزادى و اصالت و مقام و شان واقعى زن مسلمان است. اصولا دين در جهت سهولت بخشيدن به امور مردم به خدمت گرفته مى‌شود نه همانند تازيانه‌اى که بر سر مردم مسلط باشد. &lt;BR&gt;عده‌اى را گمان بر اين است که حجاب مانع آزادى و فعاليت‌هاى اجتماعى زن است. &lt;BR&gt;در نگرش اسلام آزادى واژه مقدس و داراى اصالت است که آزادى عقيده و انديشه در راس هرم آن قرار دارد.&lt;BR&gt;درباره آزادي، عقيده‌ها و سليقه‌هاى مختلفى وجود دارد. عده‌اى تصورشان از آزادي، نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهرت و خواسته‌هاى نفسانى انسان است ولى اسلام، آزادى را در تسلط داشتن بر غرائز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسان‌ها و پاکسازى جامعه مى‌داند که قيام پيامبران و مردان الهى براى رسيدن به اين مقصود بوده است. آزادى جزء ذات انسان است، آزادى در صحنه‌هاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى و عناوين عمده‌اى که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده همان مسائل اوليه حيات هستند، لذا در نگرش اسلام انسان ذاتا آزاد آفريده شده است و از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت سلطه خود درآورند، هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز همين است. در دين مبين اسلام زنان در انتخاب و عملشان آزادند.&lt;BR&gt;منتها در چهارچوب شرع مقدس اسلام و در هاله‌اى از عفاف، آزادى به مفهوم واقعى و صحيح نه مانند آزادى‌هاى قلابى که کشورهاى دموکراسى ادعاى آن را دارند و به نام آزادى با زنجيرهاى اسارت، زنان را به دام مى‌کشند. حجاب به معناى منزوى کردن زن نيست حجاب به زن اين آزادى را مى‌دهد که رها از نگاه‌هاى تحقيرآميز و حتى به‌عنوان يک انسان در جامعه و محيط اجتماعى وارد شود نه يک ابزار جنسي، بلکه حجاب به معناى جلوگيرى از اختلاط و آميزش بى‌قيد و شرط زن و مرد در جامعه است و هيچ منافاتى با فعاليت‌هاى زنان مسلمانان در مسائل سياسي، اجتماعى و فرهنگى ندارد، بى‌بند و بارى و آزادى‌هاى جنسي، زنان را در منجلاب شهوت و پستى سقوط داده و دامن‌هايى که بايد فرهنگ و تمدن بسازد آلوده مى‌کند، اما اسلام براى زن ارزش‌ والايى قائل است زيرا زن دستى به گهواره و دستى به اداره اجتماع دارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p1 align=justify&gt;مفهوم آزادى در منطق اسلام &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آزادى يکى از ارمغان‌هاى پيامبر خاتم محمدمصطفى است که زن و مرد در آن يکسان مى‌باشند. &lt;BR&gt;عناوين عمده‌اى را که اسلام براى زندگى بشر بيان کرده مسائل اوليه حيات هستند، چنانچه فلسفه حرکت اديان الهى عدالت است و قيام پيامبران الهى براى رسيدن به اين مقصد بوده است و هدف انقلاب عظيم اسلامى ايران نيز به همين منظور است. &lt;BR&gt;زيرا عدالت رابطه انسان با خدا و همنوعانش را متعادل مى‌کند و همين طور است مفهوم آزادي، در نگرش اسلام انسان در خواسته‌ها و اراده خود در برابر سايرين آزاد است و اين حقيقتى است که کليه حرکت‌هاى اسلامى در صحنه‌هاى سياسي، اجتماعى و فرهنگى بر آن اساس انجام پذيرفته است و آزاد کسى است که بنده خدا باشد. «لا تکن عبد غيره لقد جعلک الله حرا» بندگى هيچ کس غير خدا را نپذير، به تحقيق خدا تو را آزاد آفريده است. مفهوم اين کلام اين است که حريت و آزادى جزء ذات انسان است و انسان از اين مقام نبايد تنزل کند و در پرتو اين اصل ديگران نيز حق ندارند انسانى را تحت تسلط خود در آورند.در اسلام آن کس که تابع هواى نفس باشد اسير است و آزادى را در تسلط داشتن بر غرايز و هواى نفسانى و در استخدام گرفتن علم و دانش و مال و مقام براى ترقى و تکامل انسان ها و پاکسازى جامعه مى‌داند و با تفکرات غربى تفاوت دارد که محدوده آزادى در آن آزادى جنسى است. تصورشان از آزادى نبودن قيد و بند براى رسيدن به مال و مقام و شهوت و خواسته‌هاى نفسانى انسان است. زن در تاريخ بشري، سرنوشت پرماجرايى داشته است. از همراه و همکار و شريک مردان بودن تا بردگى و کنيزى و ابزار شهوترانى يا سودجويى يا ... اگر در گذشته، در حرمسرا، ابزار صاحبان زر و زور بود امروز در غرب، در حرمسراى عمومى ابزار ارضاى شهوات عمومى و سودآورى بيشتر براى شرکت‌ها و کارتل‌ها و تراست‌ها و صاحبان سينما و ... است که تا زيبايى و طراوت دارد از او بهره‌کشى مى‌کنند و پس از آن محروم، منزوى و سرخورده به خانه کهنسالان تبعيدش مى‌کنند. سرنوشت جوامع بشرى از شرق گرفته تا غرب يکسان است و انسان در قلب ماديت به صورت (شي) در آمده، ماهيت آدمى و اصالت انسانى خود را از دست داده، در چنان انديشه و فرهنگى که انسان پوچ است، آزادى انديشه و شخصيت فکرى ندارد زن که موجودى انسان ساز و تمدن‌پرداز است ظالمانه‌تر قربانى شده و بيش از هر قشر ديگرى سيلى استضعاف را خورده است. در عصر کنونى که غبار ماديت چهره انسانست را تيره ساخته و بند بردگى حلقوم بشريت مظلوم را فشرده، در بازار تمدن کالاى معنويت ارزشش را از دست داده و در اين ميان شخصيت و والايى‌هاى زن بيش از همه خسارت ديده است. به گفته مقام معظم رهبرى : زن در طول تاريخ در ميان دو ستم يعنى انزوا و عريانى قرار گرفته که اين هر دو ستم در يک نقطه، اشتراک داشته‌اند و آن تحقير زن بوده است. ديدگاه مظلوم بودن زن در اسلام از طرفى از مفهوم تعريف شده توسط آزادى زن در غرب به وجود آمده است و از جانب ديگر زاده برداشت‌هاى نادرست و ناشى از سنت و ايده‌هاى شخصى برخى مسلمانان است که موجبات ظلم به زن را با نام اسلام فراهم آورده است و مسئله اين است که زنان هم در جهان اسلام مورد ظلم هستند و هم در غرب.برخى از مسلمانان به نام اسلام و ادعاى حرمت به جايگاه زن، قيد و بندها و محدوديت‌هاى غير ضرورى و غير شرعى بر زنان اعمال مى‌دارند و سليقه‌هاى شخصى يا پسماند‌هاى فرهنگى و سنتى پيشينيانشان را به نام اسلام به زنان تحميل مى‌کنند و موجبات بدبينى و کژانديشى نسبت به احکام و موازين رهايى بخش اسلام را فراهم مى‌کنند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 06:31:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب در کلام مقام معظم رهبری (دامت برکاته)</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#006600 size=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE id=table1 height=75 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=445 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=437 height=75&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff0000 size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff0000 size=2&gt;
&lt;OBJECT id=obj1 codeBase=http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0 height=58 width=460 border=0 classid=clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;_cx&quot; VALUE=&quot;12171&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;_cy&quot; VALUE=&quot;1535&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;FlashVars&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Movie&quot; VALUE=&quot;http://iqna.ir/banner_flashes/Flash_Fa.swf&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Src&quot; VALUE=&quot;http://iqna.ir/banner_flashes/Flash_Fa.swf&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;WMode&quot; VALUE=&quot;Window&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Play&quot; VALUE=&quot;-1&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Loop&quot; VALUE=&quot;-1&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Quality&quot; VALUE=&quot;High&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;SAlign&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Menu&quot; VALUE=&quot;0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Base&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;AllowScriptAccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Scale&quot; VALUE=&quot;ShowAll&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;DeviceFont&quot; VALUE=&quot;0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;EmbedMovie&quot; VALUE=&quot;0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;BGColor&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;SWRemote&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;MovieData&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;SeamlessTabbing&quot; VALUE=&quot;1&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;Profile&quot; VALUE=&quot;0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;ProfileAddress&quot; VALUE=&quot;&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;ProfilePort&quot; VALUE=&quot;0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;AllowNetworking&quot; VALUE=&quot;all&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;AllowFullScreen&quot; VALUE=&quot;false&quot;&gt;
																								&lt;embed src=&quot;http://iqna.ir/banner_flashes/Flash_Fa.swf&quot; 
pluginspage=&quot;http://www.macromedia.com/go/getflashplayer&quot; 
type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; name=&quot;obj1&quot; width=&quot;460&quot; height=&quot;58&quot; 
quality=&quot;High&quot; menu=&quot;false&quot;&gt;&lt;/OBJECT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://moh3nonline.persiangig.com/etehad/blogsearch.gif&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;بحث پوشش زن نبايد از هجوم تبليغاتي غرب متأثر باشد به نظر ما، بحثهايي كه درباب پوشش زن مي شود، بحثهاي خوبي است كه انجام مي گيرد؛ منتها بايد توجه كنيد كه هيچ بحثي در اين زمينه هاي مربوط به پوشش زن، از هجوم تبليغاتي غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بياييم با خودمان فكر كنيم که حجاب داشته باشيم، اما چادر نباشد؛ اين فكر غلطي است. نه اين كه من بخواهم بگويم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مي گويم چادر بهترين نوع حجاب است؛ يك نشانه ملي ماست؛ هيچ اشكالي هم ندارد؛ هيچ منافاتي با هيچ نوع تحركي هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناي تحرك و كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري باشد، لباس رسمي زن مي تواند چادر باشد و - همان طور كه عرض كردم - چادر بهترين نوع حجاب است. البته مي توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همين جا هم بايستي آن مرز را پيدا كرد. بعضيها از چادر فرار مي كنند، به خاطر اين كه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار مي كنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمي آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي دهد! شما خيال كرده ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضاً آن مقنعه كذايي و آن لباسهاي «و ليضربن بخمرهنّ علي جيوبهنّ» و همانهايي را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مي دارند؟ نه، آنها به اين چيزها قانع نيستند؛ آنها مي خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عيناً اين جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه كه عمل مي شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;جمهوري اسلامي، در مقابل اين مفاسد ايستاد و از اول اعلام كرد كه به روابط بي بندوبار زن و مرد معتقد نيست؛ معتقد به وجود حجاب و روابط اسلامي ميان زن و مرد است، و بر اين مسأله هم پافشاري كرد. به نظر بعضيها، اين يك مسأله فرعي و جزيي است؛ در حالي كه اشتباه مي كنند، اين مسأله بسيار مهمي است.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; مدعيان غربي، كمترين مخالفتي را با مباني خودشان تحمل نمي كنند آنها با چه چيز زن مسلمان بيشتر دشمنند؟با حجاب او. آنها با چادر و حجاب صحیح و متقن شما از همه چيز بيشتر دشمنند. چرا؟ چون فرهنگ آنها اين را قبول ندارد &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در همان ماههاي اول پيروزي انقلاب، امام مسأله بي حجابي و حجاب را قاطع گفت. آن وقتها ما به عنوان اعضاي شوراي انقلاب، گاهي در هيأت دولت هم شركت مي كرديم. من كساني را ديدم كه جزو عناصر متدين هيأت دولت بودند، اما به ما مي گفتند اين چه كاري بود كه امام كرد؛ حالا چرا كرد؟! امام اصلاً دچار رودربايستي نمي شد. بنابراين، ملاحظه كاري و رودربايستي داشتن، مطلقاً بايد نباشد؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;يكي از مظاهر معنويت كه غرب هيچ وقت با آن سر سازگاري نداشته و ندارد، حجاب است .... ما حجاب را لباس «مشاركت اجتماعي» زنان مي دانيم و اگر نباشد، واقعاً در عرصه اجتماع، مشكل داريم و واقعاً هيچ وقت احساس نكرده ايم كه اين براي ما سختي و مشكلي به وجود آورده است. ما با داشتن حجاب، احساس راحتي خيلي بيشتري مي كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;گاهي اوقات هست كه تقوا اقتضايي دارد. مثلاً فرض بفرماييد ما در مورد خانمها، حجاب و آن حفاظ زنانه را - كه در واقع احترام به زن است - مظهر تقوا مي دانيم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#006600 size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0px 2px; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www2.irib.ir/occasions/ramadhan/eide%20fetr/eid-e-fetr.wmv&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www2.irib.ir/occasions/ramadhan/eide%20fetr/eid-e-fetr.wmv&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://moh3nonline.persiangig.com/etehad/fguser.gif&quot; align=baseline border=0&gt;  پست اکترونیکی مدیر وبلاگ: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;mailto:MOH3NONLINE@GMAIL.COM&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;MOH3NONLINE@GMAIL.COM&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/14ikg04.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Jun 2009 06:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبلیغ حجاب</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE id=table1 height=75 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=445 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=437 height=75&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;FONT size=2&gt;سلام دوستان این هم یک تصویر بسیار معنادار برای تبلیغ حجاب در کشور مصر و فرهنگ سازی برای حجاب [بدون شرح] ...&lt;/FONT&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://moh3nonline.persiangig.com/efaf/gallery/small/hijab01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;[IFAF-BLOG.BLOGFA.COM]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Sep 2008 16:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحقیق /نگاهی کوتاه به تاریخچه حجاب</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تحقیق / سلام خدمت تمام سروران گرامی با ایمیل هاتون اینجانب رو سپاسگزار می نمائید. در این پست خلاصه ای از تحقیق در مورد تاریخچه حجاب می پردازم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اطلاع من از جنبه تاريخى كامل نيست.اطلاع تاريخى ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه مللى كه قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنيم.قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;تا آنجا كه من در كتابهاى مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‏تر بوده است، اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاريخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مى‏نويسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;«اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت چنانكه مثلا بى‏آنكه چيزى بر سر داشت‏به ميان مردم مى‏رفت و يا در شارع عام نخ مى‏رشت‏يا با هر سنخى از مردان درد دل مى‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم مى‏نمود همسايگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت‏بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.» عليهذا حجابى كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنانكه بعدا شرح خواهيم داد - بسى سخت‏تر و مشكلتر بوده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مى‏گويد: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;«در زمان زردشت زنان منزلتى عالى داشتند، با كمال آزادى و با روى گشاده در ميان مردم آمد و شد مى‏كردند...» آنگاه چنين مى‏گويد: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;«پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد.زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند ولى در مورد زنان ديگر گوشه نشينى زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعى‏شان را فرا گرفت، و اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مى‏رود.زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش‏دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند.زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند.در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمى‏شود و نامى از ايشان به نظر نمى‏رسد...» ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Sep 2008 21:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب و عفاف در سايت‌های اينترنتی و وبلاگ‌ها</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://moh3nonline.persiangig.com/image/maghaleeeeeee.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT size=2&gt;حجاب و عفاف در سايت‌های اينترنتی و وبلاگ‌ها&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حجاب يكی از احكام اسلامی است كه برای پوشش مردان و زنان وضع شده‌است كه بخشی از اين احكام كه در آيات ۳۰ و ۳۱ سوره نور در كتاب قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در اين گزارش به بررسی ميزان فراوانی پرداختن به «حجاب» اسلامی در فضای مجازی پرداخته‌ايم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حجاب و پوشش صحيح زنان يكی از عوامل بسيار مؤثر در حفظ خانواده است. زنی كه خودسرانه جلوه‌گری كند، آتش هوس مردان را می‌افروزد و چشم و دل سبكسران را بی‌اختيار به دنبال خود روان می‌كند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هزاران پرونده جنايی و ناموسی، فحشا و روابط نامشروع بی‌شمار از عواقب تلخ بلای بی‌حجابی و بدحجابی است كه گريبان دنيای امروز را گرفته‌است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حجاب، حصار و حريم عفت زن و سنگر محكمی است كه راه ورود فساد و هرزگی‌ها را سد می‌كند و به زن شخصيت و احترام می‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازيچه بوالهوسی‌ها قرار نگيرد. در جامعه‌ای كه زنانش با حجاب صحيح و پوشش كامل رفت و آمد كنند، جوانان هم با خاطری آرام به كار خود مشغول می‌شوند و دور از هر گونه تحريك بی‌جا و خيال خام، در زمان مناسب، با رضايت و خرسندی به تشكيل خانواده علاقمند می‌گردند و ازدواج می‌كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در قرآن مجيد بيش از ده آيه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. يكی از اين آيات، آيه 59 سوره احزاب است: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ یُدْنِينَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا، اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.» &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جلاب به معنای يك پوشش سراسری است؛ يعنی زن بايد همه اندامش پوشيده باشد تا همچون گلی لطيف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. در سوره نور آيه 31 نيز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به ميان آمده است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و در انتها هم جالب دونستم آماری رو که همکاران عزیز در خبرگزاری ایکنا جمع آوری کرده اند را در این پست قرار بدم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;نتايح حاصل از جستجوی كلمه «حجاب» در موتور جستجوگر گوگل تكرار 838,000 بار و «عفاف» 280,000 بار و كلمه&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; «&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;hijab&lt;/FONT&gt;» &lt;/FONT&gt;نيز 1,860,000بار است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;نتايج حاصل از جست‌وجوی واژه «حجاب» در سرويس‌دهنده وبلاگ بلاگفا تكرار 97,800 بار اين كلمه و كلمه «عفاف» 14,100 بار و&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; «hijab» &lt;/FONT&gt;نيز 142 بار در متن پست‌های توليد شده در اين سرويس‌دهنده است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;بنابر نتايج حاصل از جستجوگر گوگل كلمه حجاب 13,000 بار و كلمه «عفاف» 1,480 بار در مطالب وبلاگ‌های ثبت شده در سرويس‌دهنده پارسی‌بلاگ تكرار شده‌است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Arial (Arabic)&quot; size=2&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;واژه «حجاب» 10,500 بار و كلمه «عفاف» 1,570 بار در متن وبلاگ‌های ثبت‌شده در سرويس‌دهنده پرشين‌بلاگ تكرار شده‌است&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;بر اساس آمار استخراج‌شده از نرم‌افزار آنلاين گوگل ترندز&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;(&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;google trends&lt;/FONT&gt;)&lt;/FONT&gt;، كشورهای ايران، مصر، عربستان سعودی، سوريه، بحرين، اردن، كويت، فلسطين، امارات و مراكش بيشترين استفاده را از واژه «حجاب» و «عفاف» داشته‌اند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;. &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i17.tinypic.com/4kwi3hi.gif&quot; align=baseline border=0&gt;بر اساس همين گزارش كشورهای مراكش، پاكستان، امارات، نروژ، مصر، اندونزی، مالزی، انگلستان، كانادا و استراليا به ترتيب بيشترين مراجعه را به واژه&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; «&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;hijab&lt;/FONT&gt;» &lt;/FONT&gt;داشته‌اند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;                                                                                                           &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  موفق وسربلند باشید - التماس دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 00:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب در قرآن</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام دوستان ، در این پست مقاله ای قرار دادم با موضوع &quot;حجاب در قرآن&quot; البته بقلم سید احمد فقیهى که امیدوارم مورد توجه شما خوبان قرار بگیره..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه&lt;BR&gt;لباس پوشیدن شانى از شؤون انسانى است، که عمرى به قدمت‏خود انسان دارد. تا جایى‏که مطالعات مردم شناسانه قد مى‏دهد،تلبس، دست کم سه نیاز متفاوت، حفاظت در مقابل سرما،گرماو برخى دیگر از عوارض طبیعى &quot;نیاز طبیعى&quot;، حفظ عفت &quot;نیازاجتماعى&quot; و بالاخره آراستگى و زیبایى &quot;نیازروانى&quot; را در عرض‏هم تامین مى‏کرده است. نوع پوشش در هر جامعه، علاوه برخصوصیات جغرافیایى وطبیعى، موفقیت جنسى، سنى، شغلى‏و دیگر عوامل اقتصادى و اجتماعى تابعى از فرهنگ وجهان‏بینى حاکم برآن جامعه است. تن‏پوش یک جامعه بیش ازآنکه تبلور سلیقه ورزیها و تنوع طلب‏هاى بى‏حد و حصرانسانى‏باشد،آئینه تمام‏نماى جهان‏بینى و ارزش‏هاى حاکم بر فرهنگ‏یک جامعه است. البته نمى‏توان منکر شد که عوامل شناخته وناشناخته دیگرى نیز همواره وجود دارد که افراد را به نقض‏ارزش‏ها و عدم تمکین الگوهاى فرهنگى حاکم سوق مى‏دهد.اسلام به‏عنوان یک مکتب جامع، ارزش‏هایى را متناسب بابینش‏هاى خود بر رفتارها و آداب فردى و اجتماعى دینداران، ازجمله پوشش آنها حاکم کرده و با توجه به ضرورتهاى طبیعى،اجتماعى و روانى معیارهایى را در کم و کیف لباس مدنظر قرارداده است که برخى واجب وبرخى مستحب مى‏باشند. طبیعى‏است عینیت‏یابى این‏الگوها نیز همچون سایرین رهین علم وآگاهى به مطالبات دین و میزان دغدغه خاطر در اجراى فرامین‏الهى است. در این مقاله سعى ما برآن است تا در حد بضاعت‏مزجاة خود، دیدگاه اسلام را با استناد به آیات و روایاتى چندمطرح سازیم.امید آنکه مقبول اهل نظرافتد.&lt;BR&gt;قل‏للمؤمنین یغضوا من‏ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکى‏لهم‏ان‏الله‏خبیربمایصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من‏ابصارهن ویحفظن‏فروجهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن اوآباء بعولتهن اوابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى‏اخوانهن او بنى‏اخوانهن‏اونسائهن او ماملکت‏ایمانهن اوالتابعین غیراولى‏الاربة من‏الرجال اوالطفل الذین لم‏یظهروا على عورات النساء ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن وتوبواالى الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون.(نور:30-31) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH1&gt;ترجمه آیات&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;اى پیامبر، به مردان باایمان بگو که نگاههاى خود را از زنان فروگیرند و فرجهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) این کار براى آنهاپاکیزه ‏تر است. به درستى‏ که خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه ‏است. و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را از مردان فروگیرند و دامنهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) و زینتهاى خود راآشکار نکنند مگر آنچه که ضرورة ظاهر است و باید که گردن وسینه ‏هاى خود را با روسریهاى خود فرو بندند و زینتهاى خود راآشکار نکنند، مگر براى همسرانشان یا برادرانشان یا پسران‏ برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان آزاده یا کنیزان یا مردانى‏که تمایلى به زنان ندارند یا اطفالى که به عورت زنان آگاهى ‏ندراند. و زنها نباید پاهاى خود را چنان برزمین بکوبند که ‏زینتهاى مخفى آنها معلوم شود واى مؤمنان، به سوى خدا توبه ‏کنید شاید رستگار شوید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;تفسیر مفردات آیه &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;الغض: از نظر لغت، دومعناى عمده براى غض بیان شده ‏است،یکى نقصان و کم کردن و دیگرى بستن به چشم و هرکدام از این‏ دو معنا قابل تبیین به دو صورت مى‏باشد که میتوان درمجموع، چهار معنا براى غض بیان کرد:&lt;BR&gt;الغض:النقصان. (1)&lt;BR&gt;1- کم کردن دید چشم، به این صورت که سررا به زیر بیندازدو یا صورت را برگرداند.&lt;BR&gt;2- کم کردن، به معناى نگاه آنى کردن نه نگاه استقلالى.&lt;BR&gt;الغض: اطیاق الجفن. (2)&lt;BR&gt;1- بستن چشم به صورت کامل و نگاه نکردن.&lt;BR&gt;2- بستن چشم به معناى انصراف و اعتنا نکردن.&lt;BR&gt;باتوجه به متعلقهاى مختلفى که براى غض بصرمى‏توان‏گرفت وبا توجه به این مطلب که استعمال لفظ در اکثر از معناى واحد درقرآن، صحیح باشد،هر کدام از چهار معناى غض با توجه به یکى‏از متعلقهامى‏تواند صحیح باشد; مثلا اگر متعلق را فروج بگیریم،معناى آن،بستن چشم به طورکامل مى‏باشد واگر متعلق را زن‏یامردبگیریم معناى آن،کم‏ک کردن دید یاآنى ‏نگاه ‏کردن مى‏باشد.&lt;BR&gt;الخمار: روسرى و هرچیزى ‏که سر را بپوشاند (3) و از این‏که در آیه‏ کریمه دستور داده که زنها به وسیله خمار گردن وسینه‏هاى خودرا بپوشانند، معلوم مى‏شود که خمار، اضافه براین که سر و موهارا مى‏پوشاند اطراف آن، مقدارى اضافه دارد که بتوان به وسیله‏ آن گردن و سینه‏ ها را پوشاند و همان طور که از شان نزول آیه نیزاستفاده مى‏شود، اطراف آن را قبلا پشت‏ سر مى‏انداختند. پس‏ خمار پارچه ‏اى بزرگتر از روسرى مى‏باشد.&lt;BR&gt;الفرج: به معناى شکاف است، اما در اضافه شدن به کلمه ‏اى ‏دیگر، معانى مختلفى دارد اگر به ضمیریا اسم انسان اضافه شودبه معناى محل مخصوص و یا کنایه از عورتین است (4) و (5)&lt;BR&gt;عورة: هر چیزى را که انسان حیا دارد که آن را آشکار کند، عورة‏گویند (6) و اگر به ضمیر انسان اضافه شود معناى همان محل‏ مخصوص را دارد.&lt;BR&gt;الزینه: چیزى که به وسیله آن زینت مى‏کنند. (مایترین به) (7) معناى لغوى زینت ‏یا روایاتى که زینت استثناء شده در آیه ‏کریمه را &quot;انگشتر&quot; معنا کرده سازگاراست اما با توجه به روایاتى‏که زینت استثنا شده را مقدارى از بدن، مثل&quot;صورت و دست&quot;تعبیر مى‏کند و با توجه به قول اکثر مفسرین که معناى زینت را&quot;مواضع زینت&quot; گرفته ‏اند، مى‏توان در معناى لغوى زینت توسعه‏ داد که هم شامل وسایل زینت‏ شود و هم شامل مواضع زینت که‏ مقدارى از بدن باشد. «الزینة تحسین الشى‏ء بغیره من لبسه او حلیة‏او هیئة‏» (8)&lt;BR&gt;الجیب: در اصل، طوقه و گشادى سرلباس است ولى براى‏گردن و سینه، کنایه آورده مى‏شود (9) و در آیه کریمه هم که‏ جیوب به ضمیر نساء اضافه شده ‏است، معلوم مى‏شود که معناى‏آن، طوقه لباس نیست‏ بلکه منظور، همان گردن زنان است که‏ همان محل طوقه لباس است.&lt;BR&gt;الاربه: به معناى حاجت (10) و گاهى شدید منظور است. (11) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;متعلق غض در آیه شریفه&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;1- چون متعلق ذکر نشده‏است، ممکن است آن را مطلق آنچه که‏نگاه کردن به آن حرام است‏بگیریم; (12) چنانچه صاحب‏مجمع‏البیان، تفسیر کرده‏اند «عمالایحل لهم النظر الیه‏». (13)&lt;BR&gt;2-ممکن است‏به قرینه جمله بعدى که حفظ فروج است، متعلق‏غض را فروج بگیریم; چنانچه مرحوم، علامه طباطبایى‏فرموده‏اند: «و على هذایمکن‏ان‏تقید اولى‏الجملتین‏بنابنتها ویکون‏مدلول الاه هوالتهى عن‏النظرالى‏الفروج‏» (14) .&lt;BR&gt;3- مى‏توان به قرینه‏مقابله دو آیه که اولى خطاب به مردان و دومى خطاب به زنان‏است، متعلق غض را در آیه اول، زنان و در آیه دوم، مردان‏بگیریم و ازشان نزول آیه نیز این وجه بیشتر از دو وجه قبلى‏استنباط مى‏شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;شان نزول آیه&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;1- عن محمدبن یحى عن احمدبن محمد عن على‏بن الحکم عن‏سیف‏ابن عمیره عن سعدالاسکاف عن‏ابى‏جعفر علیه‏السلام قال:«استقبل شاب من الانصار امراة بالمدینة وکان النساء ینقنعن خلف‏آذانهن فنطر الیها وهن مقبله فلما جازت نظر الیها و دخل فى زقاق‏قدسماه بین فلان فجعل یتطر خلقها و اعترض وجهه عظم فى الحائط اوزجاجه فشق وجهه فلما مضت المراه نظر فاذا الدماء تسیل على توبه‏وصدره فقال والله لاتین رسول‏الله صلى‏الله‏علیه‏وآله ولاخیره فهبطجبرئیل علیه‏السلام بهذه الایه «قل‏للمؤمنین‏یغضوامن‏ابصارهم‏»». (15)&lt;BR&gt;این شان نزول،احتمال سوم درمتعلق غض راتایید مى‏کند; چون‏صحبتى‏ازفروج یاکل‏محرمات نیست‏بلکه مورد، زن ومرد است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH1&gt;الف)مساله ملازمه &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;قبل از ورود در بحث، مناسب است که ابتدا، مساله ملازمه‏اى راکه در جریان بحث و استدلات، از آن گفتگو مى‏شود روشن کنیم.بین وجوب پوشش ونگاه، چهار صورت ملازمه،تصور مى‏شودکه بین دو مورد، ملازمه، عقلا و شرعا و عرفا ثابت است و بین‏دو مورد، ملازمه‏اى نیست.&lt;BR&gt;1- وجوب ستر و پوشش، ملازم است‏با حرمت نگاه. در هرمورد و موضعى که امر به پوشش شده‏است، نگاه کردن به آن‏حرام است والا شرعا و عقلا و عرفا مناط و دلیلى براى وجوب‏پوشش به‏نظر نمى‏رسد و کاملا روشن است که مثلا زن باید بدن‏خود را بپوشاند اما آیا در منزل که هیچ فردى نیست‏یا در حمام‏نیز پوشاندن بدن واجب است‏یا خیر؟ پس معلوم مى‏شود که‏وجوب پوشش،براى حفظ‏ازنگاه‏است ومعلوم‏مى‏شود مواضعى‏که وجوب پوشش دارد حرمت نگاه هم دارد.&lt;BR&gt;2- بین عدم وجوب پوشش و جواز نظر، ملازمه‏اى نیست;زیرا ممکن است‏براى رفع حرج یا موارد دیگر، به عده‏اى‏رخصت داده‏شده که مواضعى از بدن را نپوشانند ولى به دیگران‏نیز اجازه نگاه داده نشده‏است; مثل مقدارى از بدن مرد که‏وجوب پوشش ندارد ولى نگاه کردن زن هم جایز نیست.&lt;BR&gt;3- بین جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست;زیرا اگر نگاه کردن جایز است، پس معلوم مى‏شودکه پوشش،واجب نیست، به همان بیان سابق.&lt;BR&gt;4- بین عدم جواز نظر و وجوب پوشش ملازمه‏اى نیست.براى زن، نگاه به بدن مرد جایز نیست ولى براى مرد هم‏پوشاندن واجب نیست، به همان بیان سابق.&lt;BR&gt;در این دو آیه، موضوعات ذیل، اهم مسائل طرح شده مى‏باشند.&lt;BR&gt;1- مساله نگاه و به تعبیر قرآن، غض بصر.&lt;BR&gt;2- مساله ستر و پوشش و به تعبیر آیه، حفظ فروج.&lt;BR&gt;3- مساله عدم جواز اطهار زینت‏براى زنان به ضرب خمار.&lt;BR&gt;4- استثناى مقدارى از بدن، از حکم وجوب پوشش، به‏تعبیر «الاماظهرمنها».&lt;BR&gt;5- استثناى افرادى که در مقابل آنها حکم الزامى پوشش ازاو براى زن، برداشته شده‏است، به تعبیر «الا لبعوتهن...».&lt;BR&gt;6- منع زنان از هرگونه عمل محرک و جلب کننده، به تعبیر«ولایضربن بارجلهن...». &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH1&gt;ب) مساله نگاه &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;اما در خصوص نگاه چند مساله دراین آیه، مورد بحث قرارگرفته‏است.&lt;BR&gt;1- حرمت نظر و نگاه به فروج (عورتین)&lt;BR&gt;2- حرمت نظر و نگاه مرد و زن اجنبى به یکدیگر&lt;BR&gt;3- حرمت نظر و نگاه شهوانى مطلقا&lt;BR&gt;4- جواز نظر و نگاه به دست و صورت زن اجنبى&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;1- حرمت نظر و نگاه به فروج&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;اولا، نگاه به عورتین، چه نگاه مرد به مرد یا مرد به زن یاءبالعکس، تمام موارد حرام است. آیه کریمه مى ‏فرماید: «یغضوامن ابصارهم و یحفظوا فروجهم‏» به‏ دلیل روایت که مى ‏فرماید:منظور از حفظ فروج در این آیه، حفظ از نگاه است; یعنى بایدبپوشانند و هر موضعى از بدن که واجب باشد پوشانده شود.مسلما نگاه به آن محل، حرام است; چون پوشاندن براى این‏است که دیده نشود، پس نگاه کردن به آن حرام است و همچنین‏به دلیل مقابله بین غض یصر و حفظ فرج که اولا، نگاه مطرح ‏شده بعدا حفظ، معلوم مى‏شود که منظور از حفظ، همان حفظ ازنگاه است (16) و شاید کلام امام علیه‏السلام هم اشاره به همین‏مقابله باشد.&lt;BR&gt;استدلال قبل به آیه کریمه، براى حرمت نگاه به عورتین از راه‏ملازمه بین وجوب پوشش و حرمت نظر بود با توسل به جمله‏حفظ فروج; اما خود جمله «یغضوا من ابصارهم یا بغضض من‏ابصارهن‏» نیز دلالت‏بر حرمت نظر به فروج (عورتین) دارد که‏متعلق غض را به قرینه حفظ فروج که بلافاصله بعد از آن‏آمده‏است‏خود فروج بگیریم و معناى غض چشم، بستن باشد;پس آیه کریمه مى‏فرماید: (امر مى‏کند) که به عورتین نگاه نکنید.اما صرف نظر از آیه، حرمت نگاه به عورتین بین فقها و مسلمین‏اجماعى است و قابل تردید و تشکیک نیست.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;2- حرمت نظر و نگاه زن و مرد اجنبى به یکدیگر &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;«قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم‏»&lt;BR&gt;آیه اول، به قرینه آیه دوم و تقابل بین این دو آیه، خطاب به‏مردان و متعلق خطاب زنان است; یعنى مردان چشمان خود رااز زنان فرو گیرند و به آنها نگاه نکنند و همچنین «قل للمؤمنات‏»خطاب به زنان بوده و متعلق خطاب، مردان هستند; یعنى زنان‏نیز به مردان نگاه نکنند و یا از این قسمت آیه، حرمت نگاه به‏زنان یا بخشى از بدن آنها معلوم مى‏شود «ولایبدین زینتهن‏» به‏زنان دستورداده شده که زینتهاى خود رابپوشانند وآشکار نکنندو منظوراز زینت، مواضع زینت است، چون که خود زینت،به‏خودى خود، حرمت آشکار کردن ندارد بلکه چون اظهار زینت‏موجب اظهار موضع آن و بدن زن مى‏شود لذا آشکار کردن آن‏حرام‏است. (17) بعضى، وجوب پوشش دارد وبه بیانى که گذشت‏هر موضعى که پوشش آن واجب باشد نگاه به آن حرام است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;3- حرمت نظر و نگاه شهوانى&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;«قل للمؤمنین یغضوا من‏ابصارهم ... و قل للمؤمنات یغضضن‏»متعلق‏غض در آیه، هرکدام از زن و مرد است. و معناى غض بصر،بستن چشم و ترک نظر نیست‏بلکه کنایه است از ترک استمتاع‏هرکدام از زن و مرد از دیگرى، مگر از زوج و زوجه و مملوکه.پس استمتاع ولذت بردن هرکدام از زن و مرد از دیگرى جز در آن‏دومورد، حرام است. حال اگر نگاه در موردى که اصل آن جایزاست همراه شد با نوعى استمتاع ولذت و شهوت، همان چیزى‏است که آیه از آن نهى مى‏کند. مرحوم، آیت الله خویى -رحمة‏الله علیه - مى‏فرمایند: «فانها الایه تدل على لزوم کف النظرالذى هو بعمنى الانصراف عن الشى تماما فتدل على حرمة جمیع‏انواع الاستمتاع من المراة. ماعدا المملوکه والزوجه، و علیه فاذا ثبت من‏الخارج جواز النظر الى بعض اعضاء المراة علم ان المراد من ذلک انماهوالنظر البحت لاالمشوب ینوع من الاستمتاع والتلذذ» (18)&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;4- جواز نظر و نگاه به صورت و دست‏بدون شهوت &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;«لاییدین زینتهن الا ماظهر منها». براى حرمت نظر به زن اجنبه، به‏این قسمت از آیه کریمه استدلال شد که مى‏فرماید: «لایبدین‏زینتهن‏» ولى این بخش نیز استثنایى دارد «الا ماظهر» مگر آنچه که‏ظاهر است. در باره این استثناء واقوال مختلفى که ذیل آن بیان‏شده‏است ان شاءالله، در مساله پوشش وجه و کفین، به صورت‏مفصل بحث‏خواهد شد اما مختصرا باید گفت که از «لایبدین‏»که‏آشکار نکنند و بپوشانند، مقدارى استثناء شده که «الا ماظهر منها»است و منظور از «الاماظهر» به ضمیمه روایات، صورت و دستهااست در نتیجه صورت و دست از حرمت نظر به اجنبیه استثناءشده‏است، البته فقها; دراین مساله، سه قول دارند:&lt;BR&gt;1- جواز نظر به وجه کفین، بدون شهوت 2- عدم جواز، مطلقا3- تفصیل بین دفعه اول که جایز است و دفعه بعدى که‏حرام است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH1&gt;ج) مساله پوشش &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;در مساله پوشش نیز دو مساله، قابل بررسى است که آیه کریمه،آن را بیان نموده است: یکى مساله پوشش فروج که بین زن ومرد، یکسان است و دیگرى مساله پوشش بقیه بدن، که احکامى‏مخصوص به زنان بیان شده‏است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;مساله پوشش فروج &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;مساله پوشش فروج، در این آیه کریمه براى مردان و زنان یکسان بیان شده‏است «یحفظوا فروجهم‏» خطاب به مردان و «یحفظن‏فروجهن‏» خطاب به زنان. معلوم مى‏شود که این حد از پوشش‏که مربوط به فروج‏است‏بین زنان و مردان مشترک‏است و تفاوتى‏بین آنها نیست اما خود آیه،اولا، به وسیله «بحفظوا» دلالت‏برالزام دارد، یا این که به صورت خبر آمده‏است که تاکید بیشترى‏بر امر دارد و یا این که لام امر، محذوف است‏یا جواب مشروطمقدر (19) ولى در هر صورت شکى نیست که دلالت‏بر الزام دارد.و ثانیا: کلمه حفظ در این آیه کریمه، به معناى پوشاندن فروج‏است، به دو دلیل:&lt;BR&gt;1- به قرینه صدر آیه که مساله غض بصر را مطرح مى‏کند وبعدا مساله حفظ فروج را، معلوم مى‏شود که در مقابل نگاه‏نکردن دستور به پوشاندن مى‏دهند. (20)&lt;BR&gt;2- از امام صادق علیه‏السلام ذیل همین آیه، نقل شده‏است‏که فرمودند: هر آیه‏اى که در قرآن درباره حفظ فرج آمده‏است،منظور حفظ از زناست مگر این آیه که منظور، حفظ از نگاه است‏که همان پوشش است. «... کل شى فى القرآن من حفظ الفرج فهو من‏الزنا الا هذه الایه فهو من النظر»روایات زیادى نیز دلالت‏بر وجوب پوشش عورة، در باب‏آداب حمام (21) دارد. اضافه بر این که سیره عملى قطعى، برپوشش عوره، موجود بوده و هست. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;مساله پوشش مخصوص زنان &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;«ولایبدین زینتهن‏» در این آیه، تا این جمله، احکام براى مردان وزنان یکسان بیان شده‏است وازاینجا به بعد، احکامى مخصوص‏به زنان است و معلوم مى‏شود که زنان، در مساله پوشش‏احکامى بیشتر از مردان دارند.&lt;BR&gt;اولا، زن باید تمام بدن خود را اضافه بر عورتین بپوشاند واین مساله، بین مسلمین متفق علیه است (22) و آیه کریمه نیزدلالت‏براین مطلب دارد:&lt;BR&gt;1- «یحقطن فروجهن‏» فرج در آیه، اشاره به همان عورتین‏است و در مورد زنها چندین روایت وارد شده‏است مبنى براین‏که تمام بدن زن عورة است و در نتیجه،باید پوشانده شود; مثل‏«المراة کلها عوره‏»، قال علیه‏السلام: «انماالنساء عى و عورة‏». (23)&lt;BR&gt;2- «ولایبدین‏زینتهن‏» منظوراز زینت، مواضع زینت‏است;یعنى بدن را باید بپوشانند و فروج هم که وجوب پوشش آن،قبلا بیان شد.&lt;BR&gt;3- «ولایضربن یخمرهن على جبوبهن‏» ظاهر آیه کریمه، این‏است که زنها بدن را مى‏پوشاندند ولى مقدارى از گردن آنها بازبود که این را هم مى‏فرماید: بپوشانند.&lt;BR&gt;ضمنا آیه «قواعد» (24) مى‏گوید که زنان سالخورده مى‏توانندمقدارى از پوشش خود را کنار بگذارند. معلوم مى‏شود که زنان‏دیگر باید تمام بدن خود را بپوشانند. و همچنین آیه‏«جلباب‏» (25) ظهورواضحى دروجوب پوشش کل‏بدن دارد; چون‏که جلباب جامه‏اى تقریبا سراسرى است که کل بدن را مى‏گیرد،البته توضیح کامل آیه قواعد و جلباب ان شاالله بعدا مى‏آید.&lt;BR&gt;مرحوم، آیه‏الله حکیم - رضوان‏الله علیه - مى‏فرمایند:&lt;BR&gt;«یحب سترالمراة تمام بدنها اجماعا بل ضرورة من الدین و یشیرالیه‏قوله تعالى &quot;ولیضربن یخمرهن على جبوبهن ولایبدین زینتهن‏الالیعولتهن ...&quot; وقوله تعالى &quot; والقواعد من النساء&quot; وصیحیح الفضیل وصیحیح الیزتطى (26) وماورد فى حرمة النظر الى الاجنبیه نباءعلى‏الملازمه بین حرمة النظر و وجوب الستر المفروغ عنها فى ظاهرالض و الفتوى‏». (27) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;مقدار استثنا از مساله وجوب ستر&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;در مساله وجوب ستر در این آیه کریمه، دو استثنا واقع شده‏است: یکى استثناء مقدارى از ستر و دیگرى مقدارى از مردان یازنان که حکم الزامى پوشش در مقابل آنها برداشته شده‏است. امامقدار استثناء از خود پوشش «الا ما ظهرمنها»براى روشن شدن‏معناى این بخش از آیه کریمه قبلا باید چند نکته را بیان کنیم:&lt;BR&gt;1- منظور از زینت در آیه، خود زینت نیست; چون که‏مسلما خود زینت‏به خودى خود، حکم وجوب پوشش ندارد وآشکار کردن آن هم اشکالى ندارد (28) بلکه منظور، مواضع زینت‏است که لازمه پوشاندن زینت، پوشاندن بدن و لازمه آشکارکردن آن، آشکار کردن بدن است.&lt;BR&gt;2- استثناء «الا ما ظهر منها» متصل است نه منقطع; زیرا که‏اولا،اصل در استثناء، متصل بودن است و منقطع بودن، احتیاج‏به قرینه دارد که در این‏جا قرینه‏اى وجود ندارد.&lt;BR&gt;مگر این که قول ابن مسعود را درتفسیر&quot;الا ما ظهر&quot;بگیریم که‏مى‏گوید:منظور لباس رویى است.دراین صورت استثنا منقطع‏مى‏شود.ولى قول‏ابن مسعود هم اولا&quot;با قول‏ابن عباس و سایرین‏که تفسیر کرده‏اند به صورت و دست معارض است اضافه براین‏که از ظاهر آیه هم چنین بر مى‏آید که مقدارى از بدن که قابل‏پوشاندن است مى‏خواهد استثناء کند. وثانیا، ضمیر «منها» که به‏زینت ، برمى‏گردد، علامت این است که مستثنى از جنس‏مستثنى منه است و استثناء متصل است و ثالثا، این که لباس رالازم نیست‏بپوشانید، مثل کلام لغوى مى‏ماند; چون لباس،خودش براى پوشش است واگر لباس را هم‏بناباشد بپوشاننداولا دور لازم مى‏آید و ثانیا کسى چنین چیزى را نمى‏گوید.&lt;BR&gt;3- حال که زینت مواضع زینت‏یعنى بدن شد و استثنا هم‏متصل شد مقدار استثنا شده از بدن چه مواضعى است؟&lt;BR&gt;کاملا مشخص است که اگر زنى در مقام پوشش بدن خود باشد وتمام بدن را بپوشاند تنها صورت و دست است که خود به خودظاهر مى‏ماند، البته مى‏تواند این دو موضع را نیز بپوشاند اما اگرنخواهیم که عسر و حرج و زحمت زیادى بر او تحمیل کنیم،صورت و دست او باز مى‏ماند و منظور «الاماظهر منتها» هم به‏قرینه روایات، همین دو موضع یعنى صورت و دست است.چند نمونه از روایات&lt;BR&gt;1- روایة ابى‏الجارورد «الا ما ظهر منها» فهى الثیاب و الکحل والخاتم و خضاب الکف و السوار (29)&lt;BR&gt;2- صحیحه زراره «الا ماظهر منها» قال الکحل والخاتم (30)&lt;BR&gt;3- ابى صیر ... «الا ما ظهر منها» قال الخاتم والمسکه (31) وقول ابن عباس ... رفعه الوجه و یاطن الکف (32) و قول مرحوم‏شیخ طوسى - رحمة‏الله‏علیه - اجمعوا ان الوجه والکفان لیسابعورة الجواز اظهارها فى الصلاة (33) و قول ومرحوم علامه طباطبایى - رحمهماالله - (35) البته قابل تذکر است که در روایات، سرمه چشم کنایه ازصورت، والنگو کنایه از دست است که مواضع این زینتهاهستند. در نتیجه آیه کریمه از مقدار پوشش لازم، وجه و کفین رااستنتاء کرده‏است. علاوه براین که این بخش از آیه نیز دلالت‏برعدم لزوم پوشش وجه وکفین دارد:«ولیقربن‏یخمرهن‏على جیوبهن‏» باید به وسیله روسرى خود، گردن و سینه‏هاى خود رابپوشانند. آیه کریمه، در مقام بیان حد و کیفیت پوشش زنان‏است وابتدا، حفظ فروج و بعد، آشکار نکردن مواضع زینت رابیان نموده‏است. تنها موضعى که باقى مانده و ممکن است که‏گمان شود که جزو استثنا «الا ماظهر منها» مى‏باشد، گردن وسینه‏ها است که دستور مى‏دهد این موضع را نیز بپوشانند اگرصورت و دست هم که بیشتر از گریبان آشکار است و بیشترمورد توهم استثنا «الا ماظهر منها» مى‏باشد لازم بود پوشانده‏شود، باید آیه کریمه آن را بیان مى‏کرد.&lt;BR&gt;مرحوم، آیت الله حکیم - رحمة‏الله علیه - مى‏فرمایند:&lt;BR&gt;«ولایضربن یخمرهن على جبوبهن‏» مشعر باختصاص الحکم‏یالجیوب فلا یعم الوجوده. (36)&lt;BR&gt;مرحوم، علامه طباطبایى - رحمة‏الله‏علیه - مى‏فرمایند: (37) «... ولیلقین باطراف مقانعین صدورهن لیسترتها بها».&lt;BR&gt;مرحوم، طبرسى - رحمه‏الله‏علیه - مى‏فرمایند: «امرن بالقاء المقاتع‏على صدورهن تعطیه لنحورهن ... قال ابن عباس: تغطى شعرها وصدرها و ترائبها و سوالفها» (38) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;مساله پوشش وجه و کفین&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;دراین باره، میان فقها و مفسرین، اختلاف نظر است. عده‏اى قائل‏به وجوب پوشش صورت ودستهاودرمقابل، عده‏اى قائل‏به عدم‏وجوب پوشش شده‏اند. علاوه براین که همه قائل شده‏اند که‏پوشاندن آن بهتر است. اما هرکدام براى نظریه خود، ادله‏اى ازآیات و روایات بیان کرده‏اندکه جهت تکمیل‏بحث ارائه مى‏شود.&lt;BR&gt;ابتدا ادله قائلین به وجوب پوشش را بیان مى‏کنیم همراه باجوابى براى هرکدام و بعد، ادله قائلین به عدم وجوب پوشش. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=ArticleH2&gt;ادله وجوب پوشش وجه و کفین &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;دلیل اول:&lt;BR&gt;1- اطلاق آیه غض «یغضوا من ابصارهم‏»مى‏فرماید چشم فرو گیرید و نگاه نکنید. این کلام، اطلاق دارد ودر نتیجه، همه جاى بدن را مى‏گیرد از جمله، وجه و کفین را. بعدمى‏فرمایند: باالملازمه هرجایى از بدن را که نباید نگاه کرد زن‏لازم است‏بپوشاند از جمله، وجه و کفین را.&lt;BR&gt;جواب دلیل اول:اولا، آیه اطلاق ندارد وحذف متعلق هم‏دلیل بر اطلاق نمى‏شود; چون متعلق معلوم بوده و حذف‏شده‏است وجود کلمه «من‏» شاهد بر عدم عمومیت در متعلق‏است;چون تبعیضیه‏است. مرحوم آیة‏الله حکیم(ره) مى‏فرمایند:«والامر بالغض لاعموم فى متعلقه وحذفه لا یقتضیه اذ حمله على‏العموم لکل شى‏ء ممتنع ولاسیما بملاحظه التعبیر بقوله تعالى&quot;من‏ابصارهم&quot; فان کلمه من ظاهره فى التبعیض والظاهر کونه یلحاظ‏المتعلق و تقدیر کل شى من بدن المراة لاقرینة علیه بل‏المناسب‏جدابقرینة مابعده ان یکون متعلقه الفروج‏» (39) و مرحوم، علامه‏طباطبایى - رحمة‏الله‏علیه - نیز متعلق را فروج گرفته‏اند: «ویکون‏مدلول الایه هوالنهى عن النظر الى الفروج‏» (40) ثانیا: هیچ ملازمه‏اى‏بین حرمت نگاه و وجوب پوشاندن نیست. همان‏طورى که‏عده‏اى از فقهاء فرموده‏اند، نگاه زن به بدن مرد حرام است ولى‏براى مرد پوشاندن واجب نیست.&lt;BR&gt;دلیل دوم:&lt;BR&gt;«لایبدین زینتهن الاماظهر منها» مى‏فرمایند: اطلاق‏«لایبدین زینتهن‏» وجه و کفین را نیز مى‏گیرد که جزو زینتهایى‏است که نباید آشکار شوند ومى‏گویند: منظور از استثناى‏«الاماظهر منها» هم، بدن نیست، بلکه منظور، لباس است;کمااین‏که ابن مسعود گفته است.&lt;BR&gt;جواب:اولا، با وجود استثناى «الاماظهر منها» بلافاصله بعداز «لابیدین‏» اطلاقى منعقد نمى‏شود. ثانیا، قول ابن مسعودمعارض است‏با قول ابن عباس و دیگران. ثالثا: لازمه قول ابن‏مسعود، منقطع بودن استثناء ولغویت آن است; زیرا اگر بگوید:لباس را لازم نیست‏بپوشانید، کلامى لغو است; چون قابل‏پوشاندن نبوده و دور لازم مى‏آید. رابعا: روایات زیادى داریم‏مبنى براین‏که منظور از استثناء وجه و کفین است که روایات‏بعدا مى‏آید.&lt;BR&gt;دلیل سوم:&lt;BR&gt;«لایبدین زینتهن الا لبعولتهن ....» مرحوم، آیة‏الله‏خویى - رضوان‏الله‏علیه - براى اثبات وجوب پوشش وجه وکفین، به این قسمت از آیه، استدلال کرده‏اند و فرموده‏اند:«هرچند از قسمت اول آیه، که استثناء «الا ماظهر»دارد، وجوب‏پوشش کل بدن، غیر از وجه و کفین و عدم وجوب پوشش وجه‏و کفین استفاده مى‏شود، ولى قسمت قبل، در مقام بیان حکم‏ظاهر شدن قسمتى از بدن است نه بیان حکم اظهار بدن براى‏دیگران و حکم اظهار بدن براى دیگران را قسمت دوم، یعنى‏«لایبدین زینتهن الا لبعولتهن‏» بیان مى‏کند که مطلقا بدون هیچ‏استثنایى آیه کریمه مى‏فرماید: جز براى شوهر... بدن را آشکارنکند. در نتیجه، در مقام اظهار براى دیگران، هیچ موضعى از بدن‏استثناء نشده‏است وفقط بعضى ازافراد استثناء شده‏اند. پس تمام‏بدن حتى وجه و کفین، در مقابل مردان باید پوشیده باشد. و این‏که قسمت اول که همراه‏استثنااست فقط حکم ظهورفى حدنفسه‏را بیان مى‏کند و قسمت دوم، حکم اظهار براى دیگران رامى‏فرماید: فعل&quot;بداء&quot;اگر متعلق آن بدون &quot;لام&quot; بیاید معناى‏آشکارنکردن در مقابل پوشاندن دارد و اگر متعلق آن همراه &quot;لام&quot;باشد معناى پوشاندن در مقابل ارائه به دیگران دارد لذا قسمت‏اول، معناى ظهور فى نفسه و قسمت دوم، معناى اظهار براى‏دیگران را دارد.&lt;BR&gt;«البداءبمعنى‏المظهورکمافى قوله تعالى&quot;بدت لهماسؤاتهما&quot;والابداء بمعنى الاظهار فاذا کان متعلقا بثى و لم یکن متعدیا یا للام یکون‏فى مقابل الستر واذا کان متعلقا باللام کان فى مقابل الاخفاء بمعنى‏الارائه والاعلام ومن هنایظهرمن آلایه الکریمه فان قوله عز وجل اولا«ولابیدین زینتهن الا ما ظهر منها» انما یعبد وجوب ستر البدن الذى هوموضع الزینه و حرمة کشفه ماعدا الوجه والکفین فى حین ان قوله ثانیا«ولابیدین زینتهن الا لبعوتهن‏» یفید حرمة اظهار بدنها وجعل الغیرمطلعا علیه واراءته مطلقا من دون فرق بین الوجه والیدین (41)&lt;BR&gt;بعدا ایشان روایاتى را که وجه و کفین را استثناء کرده توجیه‏مى‏کنند و تطبیق مى‏دهند بر نظر خودشان، مى‏فرمایند: روایاتى‏که وجه کفین را استثناء کرده مربوط به همان قسمت اول آیه‏است که خود آیه‏استنثادارد و روایاتى که وجوب پوشش وجه وکفین رابیان مى‏کند. (42) مربوط به قسمت دوم آیه‏است.«فان هذه‏الایه تصدى‏لبیان حکمین،حکم‏الظهورفى نفسه عنداحتمال وجود ناظرمحترم وحکم‏الاظهارللغیر عندالقطع بوجود ناظرمحترم والذى یطهران‏الروایات الوارده فى تفسیر هذه الایه الکریمه تؤکد ماذکرناه‏من‏التفصیل‏فان‏بعضهانسال‏عن‏القسم‏الاول وبعضهاعن‏القسم‏الثانى‏». (43)&lt;BR&gt;جواب: اساس استدلال ایشان براین است که معناى فعل‏«لایبدین‏» با آوردن و یا نیاوردن &quot;لام&quot; تغییر مى‏کند در صورتى که‏در مقام استعمال، غیر از آن ممکن نیست; چون که آیه، اولا،مى‏خواهد مقدارى ازبدن را که حکم وجوبى پوشش دارد ومقدارى که حکم وجوب پوشش ندارد بیان کند و در مقام‏تعرض به افراد دیگر نیست، لذا متعلق را همراه با &quot;لام&quot; نیاورد وثانیا، مى‏خواهد حکم زن در مقابل دیگران را بیان کند، پس‏مجبور است متعلق را همراه &quot;لام&quot; بیاورد. اما این که معناى فعل‏تغییر پیدا مى‏کند صرف استظهار است ودلیلى ندارد. لغوى هم‏این را نگفته‏است. ثالثا، حکم ظهور فى حد نفسه یا احتمال‏وجود ناظر محترم یعنى چه؟ اگر ناظر نیست که اصلا حکم‏پوشش هم نیست و در صورت احتمال اگر احتمال عقلانى وقوى است که مثل وجود ناظر است و حق ندارد خود را برهنه‏کند واگر احتمال غیر عقلانى و ضعیف است مثل عدم وجودناظر است، پس دراین صورت، با معناى ایشان هیچ موردى‏براى قسمت اول آیه باقى نمى‏ماند. رابعا، توجیه روایات‏قرینه‏اى ندارد و صرف احتمال است.&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=ArticleFooter&gt;&lt;BR&gt;پى‏نوشتها:&lt;BR&gt;1- طبرسى، مجمع البیان، (طهران:العملیة‏اسلامیه، 1383 ق)، ص 137;فیروزآبادى، قاموس‏المحى، (بى‏جا: موسسه‏الرسالة، 1407ه)، چ دوم،&lt;BR&gt;2- الزبیدى،تاج‏العروس،(بیروت:دارمکتبة‏الحیاة،);آلوسى، روح‏المعانى،(بیروت: داراحیاءالتراث‏العربى،)،ج 18، ص 138&lt;BR&gt;3- فیروزآبادى،پیشین;جوهرى،الصحاح،(بیروت:دارالعلم‏الهلایین،); راغب اصفهانى،مفردات راغب،(بیروت: دارالمعرفة،)&lt;BR&gt;4- احمدبن‏فارس، مقایس اللغه،(مصر: شرکت‏مکتبه، 1392 ق)،چ دوم،اصل یدل على‏تقنح فى‏الشى و من ذلک الفرجه&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 07 Aug 2008 08:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب و پوشش داراى چه آثار و فوایدى است؟</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سوال : حجاب و پوشش داراى چه آثار و فوایدى است؟ &lt;BR&gt;جواب : حجاب و پوشش، آثار و فواید فراوانى دارد که به بعضى از مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:&lt;BR&gt;الف) ایجاد آرامش روانى در فرد&lt;BR&gt;یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد جامعه است که یکى از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار میان زن و مرد، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت عطش روحى و یک خواست اشباع نشدنى درمى آورد که مخلّ آرامش روانى افراد است. غریزه ى جنسى، غریزه اى نیرومند، عمیق و دریاصفت است و هر چه بیش تر از آن اطاعت شود بیش تر سرکش مى گردد; هم چون آتشى که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر مى گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بى حیایى و برهنگى، اطاعت از غریزه ى جنسى بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسى بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطعى است به کسانى که قایل اند همه ى گرفتارى هایى که در کشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غریزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدودیت هاست; و اگر به کلى هرگونه محدودیتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد، این حرص و ولع از بین مى رود.&lt;BR&gt;البته از این افراد باید پرسید: آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بکاهد یا آن را افزایش داده است؟![1]&lt;BR&gt;پاسخ هر انسان واقع بین و منصفى به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسى در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل هاى جدیدترى از تمتّعات و بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسمیت مى یابد.&lt;BR&gt;یکى از زنان غربى منصف، وضعیت جامعه ى غرب را در مواجهه با غریزه ى جنسى این گونه توصیف کرده است:&lt;BR&gt;کسانى مى گویند مسئله ى غریزه ى جنسى و مشکل زن و حجاب در جوامع غربى حل شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روى آوردن حل مسئله است، البته مدتى است این راه حل صورت گرفته است!![2]&lt;BR&gt;ب) استحکام بیشتر کانون خانواده&lt;BR&gt;یکى از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص یافتن التذاذهاى جنسى به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتیجه، استحکام بیش تر کانون خانواده و، برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان، تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:&lt;BR&gt;در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ایجاد کنند که خود آنان امروز براى خانواده ها ایجاد مى کنند.[3]&lt;BR&gt;بنابراین باید گفت زنى که چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولین قدم را در حفظ کانون گرم خانواده برداشته، بلکه آبرو و شرافت مادرى را بدین وسیله فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذیت ها و نگاه هایى که همچون تیر به قلب خانواده اصابت مى کند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.&lt;BR&gt;ج) حفظ و استیفاى نیروى کار در جامعه&lt;BR&gt;یکى از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استیفاى نیروى کار در سطح جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث کشاندن لذت هاى جنسى از محیط و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروى کار افراد جامعه مى گردد. بدون تردید، مردى که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و ... همواره با قیافه هاى محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروى کارش کاهش مى یابد. برخلاف نظام ها و کشورهاى غربى، که میدان کار و فعالیت هاى اجتماعى را با لذت جویى هاى جنسى درهم مى آمیزند،[4]اسلام مى خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]&lt;BR&gt;پژوهش ها نشان مى دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها داراى حجاب کاملى شامل: پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند. برابر متون تاریخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آن که آزادانه در محیط بیرون از خانه رفت و آمد مى کردند و همپاى مردان به کار مى پرداختند، داراى حجاب کامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگیز شدیداً پرهیز مى کردند.&lt;BR&gt;د) فایده ى اقتصادى حجاب&lt;BR&gt;استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکى، به دلیل سادگى و ایجاد یکدستى در پوشش بانوان در بیرون منزل، مى تواند از بُعد اقتصادى نیز تأثیرى مثبت در کاهش تقاضاهاى مدپرستى بانوان داشته باشد; البته به شرط این که خود چادر مشکى دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستى در چادرهاى مشکى نیز مشاهده مى گردد; به گونه اى که برخى از بانوان به جاى استفاده از چادرهاى مشکى متین و باوقار، به چادرهاى مشکى تورى، نازک و داراى طرح هاى جِلف و سبک که با هدف و فلسفه ى حجاب و پوشش تناسبى ندارند روى مى آورند.&lt;BR&gt;یکى از دانشجویان محجبه درباره ى رواج فرهنگ مدگرایى در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:&lt;BR&gt;یادم مى آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ى کسى بروم، لباسى را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمى شدم فردا بپوشم! احساس مى کردم مسخره است و سعى داشتم حتى اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدى رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتى را از خانم ها سلب کرده بود.[6]&lt;BR&gt;پس مى توان گفت که چادر امنیت و آرامش زن را تأمین مى کند. زنانى که با خودآرایى وارد جامعه مى شوند، همواره نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند و ناآرام و مضطرب اند. در صورتى که زن مى تواند با رعایت حجاب کامل و پوشیدن چادر از دغدغه ى شرکت در یک رقابت و مدپرستى نجات یابد.&lt;BR&gt;هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام&lt;BR&gt;حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و جنایتکاران دنیا که همیشه سعى داشته اند با ترویج بى بندوبارى و بدحجابى، ارزش هاى اسلامى را پایمال و بر ملت هاى ستمدیده سلطه پیدا کنند. مستر همفر، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گوید:&lt;BR&gt;زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست; بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد; و براى پیش برد این نقشه، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.[7]&lt;BR&gt;اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هیچ گاه یک جاسوس این اندازه براى زوال آن به فریبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ویژه چادر، اهمیت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به عنوان یک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل دیگر مى پذیرفتند. اگر چادر از جایگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بین بردن چادر بسیج کند. آرى چادر خیمه ى عفاف پیروان فاطمه(علیها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاریخ طنین انداز است.&lt;BR&gt;علاوه بر فواید یاد شده، فواید و آثار دیگرى نیز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد; از جمله:&lt;BR&gt;حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حیا و متانت و نیز کاهش مفاسد اجتماعى; هدایت، کنترل و بهره مندى صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانى; تأمین و تضمین سلامت و پاکىِ افراد جامعه.[8]&lt;BR&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;BR&gt;[1]. براى آگاهى از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و ره آوردهاى سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکاى متمدن، آمریکاى متوحش.&lt;BR&gt;[2]. احمد صبورى اردوبارى، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، ص 302.&lt;BR&gt;[3]. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069.&lt;BR&gt;[4]. براى آگاهى از گستره ى کشانده شدن لذت هاى جنسى به محیط هاى کارى و اجتماع، و اعترافات صریح بعضى از زنان کشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبورى اردوبارى، بهایِ یک نگاه; محمدتقى فلسفى، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم عفاف.&lt;BR&gt;[5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ى حجاب، استاد مطهرى، ص 84 - 94 (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.&lt;BR&gt;[6]. ر.ک: احمد اردوبارى، همان، ج 3، ص 222.&lt;BR&gt;[7]. مؤسسه ى فرهنگى قدر ولایت، حکایت کشف حجاب، ص 14.&lt;BR&gt;[8]. براى آگاهى بیشتر درباره ى آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى; هم چنین درباره ى ضررهاى بدحجابى ر.ک: اسدالله محمدى نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش هاى 3، 4 و 5.   [بقلم حسین مهدى زاده]&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Jul 2008 07:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سندی دردناک در کشف حجاب زنان ایران</title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام به همه شما دوستان ، پیشنهاد می کنم حتما بخونید..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و با تبعید وی از ایران ، شدت ظلم و اجحاف رضاخانی کاسته شده است. در فضای باز سیاسی که نسبتاً برای جلب نظر مردم به تحمل سلسله پهلوی در کشور ایجاد شده است در منابر و جراید و بعضاً مجلس شورای ملی از جنایات پهلوی پدر اسم برده می شود و مردم امیدوار به روزهایی هستند که فضای سیاسی و اجتماعی از اختناق پهلوی اول خالی شود. جمعی از زنان یزد در نامه ای به مجلس شورای ملی از ظلم و ستمی که در دوره رضا خان در پی دستور الزامی شدن کشف حجاب، رفته است، گزارش داده اند. رضاخان برای مدرن کشور و غربی کردن ایران و ایرانی متأثر از روشنفکران ایرانی چون فروغی، علی اصغر حکمت و دیگران خواستار تلبس زنان و دختران ایرانی به لباس زنان غربی می شود. این دستور به صورت ابلاغیه به همه نقاط ایران ارسال شده و در آن متخلفین مستوجب مجازات و اهانت شناخته می شوند، این نامه تصویری است که در نقاط بسیاری از کشور در روزهای حکمرانی رضاخان پهلوی رخ داده است:&lt;BR&gt;[تظلم زنهای یزد به مجلس شورای ملی ،‌ 23 مهر 1320]&lt;BR&gt;مجلس شورای ملی ، شماره 5310، مورخه 23/7/1320&lt;BR&gt;بعدالعنوان – به عرض می‌رسانیم در این موقع که ارداه شاهنشاه ما به پایه قانون مشروطیت استوار زبان و قلم آزاد شما نمایندگان ملت می‌توانید برای بیچارگان و ستمدیدگان دادرسی فرمائید متأسفانه آنچه در رادیوها شنیده و یا روزنامه‌ها مطالعه می‌شود؛ هیچ اسمی از ظلم و ستمهایی که چندین سال است به ما بیچارگان شده نیست که به واسطه یک روسری یا چادرنماز در مجله‌ها حتی از خانه به خانه همسایه طوری در فشار پاسبان و مأمورین شهربانی واقع بوده و هنوز هم هستیم که خدا شاهد است از فحاشی و کتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی‌کنند و اگر تصدیق حکما آزاد بود از آمار معلوم می‌شد که تا بحال چقدر زن حامله یا مریضه به واسطه لطمات و صدمات که از طرف پاسبانها به آنها رسیده جان سپردند و چقدر از ترس و حرس فلج شدند و چقدر مال ما را به اسم روسری یا چادر نماز به غارت بردند و چه پولهایی از ما به هر اسمی و رسمی گرفته شده خدا می‌داند اگر یک نفر از ماها با روسری یا چادر نماز به دست یک پاسبان می‌افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می‌کردند بهترین رفتار آنها با ما با همان چکمه‌ها لگد بر دل و پهلوی ما بود و اگر به پول ما زیادتر لذا استدعای عاجزانه داریم اولا انتقام ما ستمدیدگان را از این جابران بکشید و هندوستان که این قدر ادیان مختلف هست همه آزاد هستند مخصوصا مسلمانان دارای حجاب هستند&lt;BR&gt;لذا از نمایندگان محترم مسلمان کلیه ملت ایران استدعا داریم استراحاما حال دیگر دست ظلم و تعدی و شکنجه از سر ما زنهای مسلمان ایران کوتاه و ماها را آزاد فرمائید در خاتمه با تقدیم امضای جمعی از زنهای یزد – رونوشت برابر اصل است .&lt;BR&gt;رئیس اداره دبیرخانه مجلس شورای ملی [امضا] : ناخوانا&lt;BR&gt;( ک - 12031- سری الف ) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                            به کوشش: مدیریت پژوهش، انتشارات و آموزش تهران1371&lt;BR&gt;                                            منبع: کتاب خشونت و فرهنگ، اسناد محرمانه کشف (1313-1322)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Jul 2008 07:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحقیق / آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟ </title>
<link>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>با سلام خدمت شما خوبان ، در این پست هم در واقع تحقیقی قرار دادم از سرور ارجمند حسین مهدى زاده که بسیار مفید است امید وارم مورد توجه شما خوبان قرار بگیره.. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوال : آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟ &lt;BR&gt;جواب : کلمه ى چادر واژه اى است پهلوى که به دو صورت «چادُر و چادَر»[1] به کار رفته و مترادف آن در زبان عربى، «جلباب»[2] و در زبان انگلیسى« [3] WRAPPER»است.&lt;BR&gt;چادر باوقارترین و بارزترین نمود عینى پوشش زن مسلمان است که سراسر بدن او را مى پوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن هم دارد. خداوند متعال خطاب به پیامبرش فرموده است:&lt;BR&gt;(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)[4]; اى پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با چادر خود بپوشانند، که این کار براى آنها بهتر است، تا به عفت و حریت شناخته شوند و از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند; و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.&lt;BR&gt;«جلابیب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب هاى لغت معتبر، مثل لسان العرب، صحاح اللغة و معجم الوسیط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششى گسترده است که زن خود را در آن مى پیچد.[5] علامه طباطبایى در کتاب المیزان در ذیل همین آیه ى شریفه، جلباب را لباسى مى داند که زن با آن تمام بدن خود را مى پوشاند.[6] قبل از بررسى معنا و مفهوم جلباب، باید دید چادر رایج در بین زنان مسلمان و ایرانى چه نوع پوششى است و عناصر و مؤلفه هاى اصلى تشکیل دهنده ى آن چیست؟ با اندک تأملى مى توان گفت: چادر داراى دو مؤلفه ى اصلى ذیل است:&lt;BR&gt;1. اندازه ى چادر: پوششى وسیع است که از بالاى سر تا پایین پاى زن را مى پوشاند.&lt;BR&gt;2. کارکرد چادر: پوششى جلوباز که از بالاى سر، روى لباس هاى دیگر پوشیده مى شود و به نحو خاصى کنترل و جمع و جور مى گردد.&lt;BR&gt;حال باید بررسى نمود آیا جلباب قرآنى که در بعضى تفاسیر از آن به ملحفه تعبیر شده است،[7] دو عنصر مذکور را دارد یا نه؟ اگر دو عنصر یاد شده را بتوان براى جلباب اثبات نمود، مى توان ادعا کرد که جلباب قرآنى همانند چادرهاى رایج فعلى است و گرنه نمى توان چنین ادعایى کرد; از این رو، به بررسى دو مؤلفه ى اندازه و کارکرد جلباب مى پردازیم:&lt;BR&gt;الف) اندازه ى جلباب: تقریباً همه ى کتاب هاى لغت در این که جلباب پوششى وسیع است اتفاق نظر دارند، ولى دیدگاه هاى کتاب هاى لغت و تفسیر درباره ى اندازه ى دقیق جلباب متفاوت است. از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد اندازه ى جلباب، به سه دیدگاه مى توان اشاره کرد:&lt;BR&gt;دیدگاه اول: از کتاب هاى لغوى و تفسیرى استفاده مى گردد که جلباب پوششى فراگیر بوده که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است.[8]&lt;BR&gt;دیدگاه دوم: جلباب پوششى بزرگ تر از خمار (مقنعه) بوده که کم تر از مقدار ردا، یعنى تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است. این دیدگاه از بعضى از کتاب هاى لغت، مثل مصباح المنیر فیومى استفاده مى شود.&lt;BR&gt;دیدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است; پوششى که فقط سر و سینه ها را مى پوشاند. این دیدگاه از مفردات راغب اصفهانى به دست مى آید.&lt;BR&gt;شواهد مختلفى وجود دارد که صحت دیدگاه اول و مخدوش بودن دیدگاه دوم و سوم را ثابت مى کند که بعضى از آنها عبارت اند از:&lt;BR&gt;شاهد اول: درباره ى پوشش حضرت فاطمه ى زهرا(علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک این گونه نقل شده است:&lt;BR&gt;لاثت خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها.[9]&lt;BR&gt;یعنى فاطمه ى زهرا(علیها السلام) خمار و مقنعه ى خویش را بر سر و جلباب، یعنى پوششى که شامل و دربر گیرنده ى تمام آن وجود مبارک بود، بر تن کردند.&lt;BR&gt;از نحوه ى پوشش حضرت در قضیه ى مذکور دو نکته استفاده مى شود:&lt;BR&gt;نکته ى اول: پوشش حضرت در بیرون منزل، همان دو پوشش قرآنى مستقل از یکدیگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است; بر این اساس، نظر طرف داران دیدگاه سوم، مثل راغب اصفهانى در مفردات که جلباب را به خمار معنا کرده است، مخدوش مى گردد.&lt;BR&gt;نکته ى دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشنى استفاده مى شود که جلباب، پوششى سرتاسرى بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم ها را فرا مى گرفته است; بنابراین، نظر طرف داران دیدگاه دوم; که قایل بودند جلباب تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است، مخدوش مى گردد.&lt;BR&gt;شاهد دوم: از کتاب هاى لغوى، مثل مصباح المنیر فیومى که گفته اند: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار; جلباب پوششى گسترده تر از خمار است»، تباین و مستقل بودن خمار و جلباب به خوبى استفاده مى شود.&lt;BR&gt;شاهد سوم: احادیثى هم چون حدیث نبوى «و لغیر ذى محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار»[10] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام برده است نیز، شاهد بطلان دیدگاه سوم است.&lt;BR&gt;شاهد چهارم: زمخشرى و آلوسى از ابن عباس، صحابى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و شاگرد امام على(علیه السلام) نقل کرده اند که جلباب پوششى بوده که از بالا تا پایین بدن را مى پوشانده است;[11] که با این شاهد بطلان دیدگاه دوم اثبات مى شود.&lt;BR&gt;حاصل این که جلباب قرآنى از نظر اندازه همانند چادرهاى زمان حاضر از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است. اگر چه ممکن است که از نظر شکلى غیر از چادر فعلى بوده است.&lt;BR&gt;ب) کارکرد جلباب: براى فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششى آن، لازم است معناى «ادناء» در آیه ى (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ) معلوم شود. آلوسى از ابن عباس و قتاده و زمخشرى از ابن سیرین نقل کرده اند که مراد از «یدنین» قرار دادن جلباب در بالاى ابرو و گردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه هاى جمع شده ى آن در بالاى بینى است،[12] که معمولا بانوان متدین و حساس نسبت به رعایت حجاب در مواجهه با نامحرم چنین مى کنند. از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سیرین معلوم مى شود که جلباب همانند چادرهاى فعلى، پوششى جلوباز بوده است که واژه ى «یدنین» در آیه ى شریفه نیز مؤید این مدعاست; بنابراین، از نظر کارکرد و کیفیت پوشش نیز جلباب قرآنى، شبیه چادرهاى امروزى بوده است.&lt;BR&gt;به رغم این که بحث بر سر الفاظ و نام گذارى نیست و مهم این است که حقیقت و مصداقى از پوشش، شبیه چادرهاى فعلى، در صدر اسلام موجود بوده است، خوش بختانه در کتاب هاى واژه هاى قرآنى و کتاب هایى که درباره ى جلباب بحث نموده اند، جلباب به چادر معنا شده است و این مؤید بسیار خوبى است بر این که آنها نیز به دلیل اشتراک مؤلفه ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از جلباب قرآنى معناى چادر را فهمیده اند.[13]&lt;BR&gt;حاصل این که، با توجه به مشابهت بسیار نزدیک جلباب قرآنى با چادر، از نظر اندازه و کارکرد، مى توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثیقى با دین اسلام و قرآن دارد.&lt;BR&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;BR&gt;[1]. لغت نامه ى دهخدا و فرهنگ معین.&lt;BR&gt;[2]. خلیل احمد فراهیدى، کتاب العین، ج 1، ص 302.&lt;BR&gt;[3]. دکتر آریان پور، فرهنگ انگلیسى به فارسى.&lt;BR&gt;[4]. سوره ى احزاب، آیه ى 59.&lt;BR&gt;[5]. الملحفة: بالکسر، هى الملائة التى تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب یتغطى به: ر.ک: فیومى، المصباح المنیر، ریشه ى لحف.&lt;BR&gt;[6]. محمدحسین طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 346.&lt;BR&gt;[7]. به طور مثال ر.ک: شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361; میرزا محمد مشهدى، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج 4، ص 203، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب، (آیه ى جلابیب).&lt;BR&gt;[8]. به طور نمونه، ر.ک: شیخ طوسى، همان; بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل; علامه طباطبایى، تفسیر المیزان و شیخ محمدجواد مغنیه، تفسیر الکاشف، ذیل آیه ى جلابیب; هم چنین از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کریم این دیدگاه استفاده مى شود که در ضمن بررسى اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب (آیه ى جلابیب) آمده است: «جلابیب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التى تشتمل بها المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما یستر الکل مثل اللحفة»; هم چنین این دیدگاه از کلام ابن عربى در کتاب احکام القرآن در ذیل آیه ى جلباب نیز استفاده مى شود. علاوه بر کتب تفاسیر، از بعضى کتاب هایى که به طور مفصل درباره ى احکام زنان بحث کرده اند دیدگاه اوّل صریحاً استفاده مى شود; مثلا در کتاب المفصل فى احکام المرأة والبیت المسلم فى الشریعة الاسلامیة، ج 3، ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثیابها و تغطى بها جمیع بدنها من رأسها الى قدمها و الجلباب بهذا التعریف شبیه العَباءة».&lt;BR&gt;[9]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.&lt;BR&gt;[10]. طبرسى، مجمع البیان، ج7، ص155.&lt;BR&gt;[11]. عن ابن عباس: الرداء الذى یستر من فوق الى اسفل. زمخشرى، تفسیر کشاف، و آلوسى، تفسیر روح المعانى، ذیل آیه ى جلباب (آیه ى 59 سوره ى احزاب).&lt;BR&gt;[12]. عن ابن سیرین سألت عبیدة السلمانى عن ذلک (یدنین)، فقال: ان تضع رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتى تضعه على انفها. شبیه تعبیر مذکور عبارت هاى مختلفى در تفسیر آلوسى، ذیل آیه ى جلباب نقل شده است که نحوه ى کارکرد جلباب را بیان مى کند; مثلا از ابن عباس و قتاده این گونه نقل شده است. «تلوى الجلباب فوق الجبینین و تشده ثم تعطفه على الانف و ان ظهرت عینها لکن تستر الصدر و معظم الوجه».&lt;BR&gt;[13]. ر.ک: لسان التنزیل، تألیف قرن 4 و 5، ص 103، به اهتمام مهدى محقق; تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 8، ص 191، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب; میرزا ابوالحسن شعرانى، نثر طوبى، واژه ى جلباب; عبدالرحیم صفى پور، منتهى الارب فى لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه ى جلب; ر. پ. آ: دزى، فرهنگ البسه ى مسلمانان، ص 117 و فیاض زنجانى، «رساله ى حجابیه»، مجله ى کیهان اندیشه، ش 60، خرداد و تیرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه ى کهن تفسیر مفردات قرآن، ص190، قسمت مفردات، سوره ى احزاب. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                        بهشت نصیبتان -  التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 07:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ifaf-blog-main&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>ifaf-blog-main</dc:creator>
<guid>http://ifaf-blog-main.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
